رهبرى اخلاقى است . بر پايهء روايتى امام على عليه السلام مىفرمايد :
أيُّها النّاسُ إنّي وَ اللَّهِ مَا أحُثُّكُم عَلى طاعَةٍ إلّاوَ أسبِقُكُم إلَيها وَ لا أنْهَاكُمْ عَن مَعْصِيَةٍ إلّاوَ أتَناهِى قَبلَكُم عَنها . « 1 »
اى مردم ! به خدا سوگند ، من شما را به طاعتى بر نمىانگيزانم ، جز آن كه خود پيش از شما ، به گزاردن آن بر مىخيزم ، و از گناهى باز نمىدارم ، جز آن كه خود پيش از شما ، از آن اجتناب مىكنم .
قرآن مجيد ، مؤمنان را از گفتن آنچه به كار نمىبندند ، باز داشته و مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ .
« 2 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چرا مىگوييد آنچه را به كار نمىبنديد ؟ » .
آنان كه رهبر اخلاقى جامعه هستند ، بايد پيش از آن كه راهنماى مردم باشند ، معلّم خود باشند :
مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إماماً فَليَبدَأ بِتَعلِيمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلِيمِ غَيرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأدِيبُهُ بِسيرَتِهِ قَبلَ تَأدِيبِهِ بِلِسانِهِ . « 3 »
هر كه خود را پيشواى مردم گردانَد ، بايد پيش از آموزش ديگران به آموزش خويش بپردازد و پيش از آن كه [ ديگران را ] با گفتار ، ادب كند ، بايد با كردار خود ، تربيت نمايد .
2 . رهبرى علمى
مقصود از رهبرى علمى ، توانايى در پاسخ گفتن به پرسشهاى علمى جامعه است .
پيمودن راه سعادت ، هميشه آسان و هموار نيست ؛ زيرا اگر چنين بود ، همهء انسانها خوشبخت بودند ؛ بلكه شكها و ترديدها ، پيمودن راه را دشوار مىنمايد و كسانى كه بر ترديدها چيره نشوند ، با شُبهاتى رو به رو مىشوند كه رهايى از آنها ، آسان
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 175 .
( 2 ) . سورهء صف ، آيهء 2 .
( 3 ) . نهج البلاغة ، حكمت 73 .