شفا مىيابم ، و به خودم اندوهى راه نمىدهم
و شمشير و نيزهام را با خون دشمنان سيراب مىكنم . « 1 »
3 / 3 ابو تمام طائى « 2 »
اللَّه پروردگارم ، و امين پيامبر من است
برگزيدهء خدا ، و وصىّ امام من است .
سپس دو سبط محمّد در پى وصىّ او
و آن گاه على و باقر علم كه حاميان [ دين ] اند
و تقى زكى جعفر پاك
جايگاهى دارد و قرارگاه و مقامى .
آن گاه موسى ، و سپس رضا نماد فضل
كه بر ديگر اعلام سر است
و محمّد بن على پاك
عارى از هر بدى و مذمّت
و امام زكى با فرزندش قائم ،
مولاى مردمان ، كه روشنى تاريكىهايند .
از او مهربانى خداوند به بندگان آشكار مىشود
به منظور ترك تاريكىها كه بدر تمام است . « 3 »
هامش
( 1 ) . كشف الغمة : ج 3 ص 117 ، روضة الواعظين : ص 293 ، بحار الأنوار : ج 49 ص 250 ، سيماى امام مهدى در آيينهء شعر عربى : ص 91 .
( 2 ) . ابو تمام ، حبيب بن اوس بن حارث بن قيس طايى ، در ايّام هارون الرشيد عبّاسى به دنيا آمد . ابتدا مسيحى بود و سپس اسلام آورد و در روزگار خويش در خوشكلامى و فصاحت شعرى ، يگانه بود . در تاريخ درگذشت وى ، بين سال هاى 228 ، 231 و 232 ق ، اختلاف است .
( 3 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب : ج 1 ص 312 .
( 1 ) . كشف الغمة : ج 3 ص 117 ، روضة الواعظين : ص 293 ، بحار الأنوار : ج 49 ص 250 ، سيماى امام مهدى در آيينهء شعر عربى : ص 91 .
( 2 ) . ابو تمام ، حبيب بن اوس بن حارث بن قيس طايى ، در ايّام هارون الرشيد عبّاسى به دنيا آمد . ابتدا مسيحى بود و سپس اسلام آورد و در روزگار خويش در خوشكلامى و فصاحت شعرى ، يگانه بود . در تاريخ درگذشت وى ، بين سال هاى 228 ، 231 و 232 ق ، اختلاف است .
( 3 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب : ج 1 ص 312 .