آن گاه كه مورد ستم قرار گرفتند ، دست به كمان بردند ؛
اما دستانى كه بسته [ و ناتوان از كشيدن كمان ] بود ،
امام رضا عليه السلام دستهاى خود را به هم مىماليد و مىفرمود : « آرى ، به خدا سوگند دستها بسته بود » . و چون به اين بيت رسيد :
من در دنيا و روزهاى تلاش آن ، هراسان بودم
و اميدوارم كه پس از وفاتم در امان باشم ،
امام رضا عليه السلام فرمود : خداوند تو را در روز قيامت در امان بدارد .
وقتى دعبل به اين بيت رسيد :
و قبرى در بغداد متعلّق به نفس زكيّه است
كه خداوند آن را در ميان غرفههاى بهشت قرار داده است ،
امام رضا عليه السلام به اوفرمود : « آيا من به اين جا دو بيت ملحق نكنم تا قصيدهات تكميل شود ؟ » .
او گفت : بفرماييد ، اى پسر پيامبر خدا ! امام عليه السلام فرمود :
« قبرى در طوس است و مصيبتش
درون انسان را شعلهور مىكند ،
تا روز محشر ، تا آن كه خدا ، قائم را برانگيزد
و غمها و اندوهها را از ما بردارد ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 373 ح 6 ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج 2 ص 263 ح 34 ، المناقب ، ابن شهر آشوب : ج 4 ص 338 ( با عبارت مشابه ) ، إعلام الورى : ج 2 ص 66 ، بحار الأنوار : ج 49 ص 239 ح 9 .