تكيه دارد و سرانجام ، باور « رجعت » را خارج از « عقايد ضرورى مذهب اماميه » مىشمارد « 1 » و رد مىكند . اين كتاب ، در روزگار خود ، نقدهاى بسيارى برانگيخت و در جواب آن ، كتابهاى متعدّدى در « اثبات رجعت » نگاشته شد ، از جمله : اثبات رجعت از سيد ابوالحسن حسينى قزوينى و بيدارى امت در اثبات رجعت از سيّد مهدى موسوى اصفهانى و غيبت و رجعت از شيخ مجتبى قزوينى .
2 . بررسى علمى در احاديث مهدى عليه السلام ، سيد ابوالفضل برقعى قمى ( ابن الرضا ) ( 1287 - 1370 ش ) ، تحرير دوم ، تهران : [ بى نا ] ، 1368 ش ، 208 ص .
اين كتاب - كه چاپ نخست آن حدود سال 1340 ش ( 1380 ق ) منتشر گرديد - ، تا كنون ، نقدهاى مكتوب فراوانى را برانگيخته است و نويسندگان برجستهاى چون :
سيّد محمّدباقر صدر ، لطف اللَّه صافى ، ناصر مكارم ، جعفر سبحانى و مرتضى مطهرى ، هر كدام در آثار مهدوى خويش در صدد پاسخگويى به برخى ديدگاهها و شبهات مطرح در اين كتاب برآمدهاند .
برقعى نيز در روش نقد ، همانند شريعت سنگلچى عمل مىكند ، با اين تفاوت كه در مباحث رجالى و محتوايى خويش ، به نقد تاريخى ، با تفصيل بيشترى مىپردازد . كتاب او با نقد روايات تولّد امام مهدى عليه السلام و نام مادر و قابله و كيفيت حمل و تولّد و رشد و . . . آغاز مىشود . فصل دوم به نقد روايات رجعت ( بازگشت مردگان در آخر الزمان ) اختصاص دارد . فصل سوم ، نقد روايات تفسيرى در تطبيق آيات بر امام مهدى عليه السلام و ظهور و دولت اوست . فصل چهارم نيز مشتمل بر نقد روايات مربوط به پس از رحلت امام مهدى عليه السلام است . سپس چند مقاله در باب :
مهديان قبل و بعد از تولّد امام مهدى عليه السلام ، مهدى در منابع اهل سنّت و مقدّمهاى بر
هامش
( 1 ) . آية اللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى ( م 1355 ق ) ، در پاسخ به استفتائى در اين باره ، ضمن اشاره به اين كهشخصاً رجعت را قبول دارد ، تصريح مىكند كه منكر رجعت ، « منكر ضرورى مذهب » نيست ( ر . ك : جريانها و سازمانهاى مذهبى - سياسى ايران ، رسول جعفريان : ص 931 ) .