تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
اطاعت او گردن نهند . او زمين را از عدل و داد و نور و برهان ، پر مىكند . سرزمين‌ها در طول و عرض جغرافيايى به حكم او در مىآيند و كافرى نمىماند ، جز آن كه به او ايمان مىآورد و بدكارى نيست ، جز آن كه صالح مىشود و در فرمان‌روايى او ، درندگان با هم در صلح و صفا به سر مىبرند ، و زمين ، گياهش را بيرون مىدهد و آسمان ، بركتش را فرو مىفرستد و گنج‌هاى نهان برايش پديدار مىشوند . ميانهء دو افق ( شرق و غرب ) را چهل سال در اختيار دارد . خوشا به حال كسى كه روزگار او را دريابد و سخن او را بشنود ! » . « 1 » 1909 . الخرائج و الجرائح - با سندش به نقل از جابر ، از امام باقر عليه السلام - : حسين بن على عليه السلام پيش از شهادتش به يارانش فرمود : « . . . روى زمين ، كور و زمينگير و گرفتارى نخواهد ماند ، مگر آن كه خداوند ، گرفتارى او را به دست ما اهل بيت ، بر طرف خواهد كرد ، و بركت از آسمان به زمين فرود خواهد آمد تا آن كه درخت ، زير بار ميوه‌اى كه خدا مىخواهد ، خم مىشود ( / مىشكند ) و ميوهء زمستان در تابستان و ميوهء تابستان در زمستان خورده مىشود ، و آن ، سخن خداى متعال است : « و اگر اهل آبادىها ايمان مىآوردند و تقوا مىورزيدند ، بركت‌هايى را از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم ؛ امّا آنان دروغ انگاشتند » . سپس خداوند به شيعيان ما كرامتى مىبخشد كه هيچ چيزى در زمين و در دل آن ، از ايشان پنهان نمىماند ، حتّى از آنان مردى مىخواهد از خانواده‌اش خبر بگيرد و به آنها آنچه را مىكنند ، خبر مىدهد » . « 2 » 1910 . تفسير العيّاشى - به نقل از عبد الأعلى جبلى - : امام باقر عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، آنها مىجنگند تا آن كه خدا يگانه دانسته شود و به او شرك نورزند و تا آن كه پيرزن ناتوان از شرق آهنگ غرب كند و كسى او را باز ندارد ، و خداوند ، بذرهاى زمين را بيرون مىآورد و بارانش را از آسمان فرو مىفرستد و مردم مالياتشان را بر دوش خود براى مهدى عليه السلام مىبرند و خداوند بر شيعيان ما گشايش مىدهد و اگر اين گونه نبود كه
هامش
( 1 ) . الاحتجاج : ج 2 ص 69 ح 158 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 280 ح 6 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح : ج 2 ص 848 - 850 ح 63 ، مختصر بصائر الدرجات : ص 36 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 61 ح 52 .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 381 | محمد الريشهري