تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
راه‌يافتهء هدايت شدهء معصوم ، از فرزندان تو هستند ؛ يازده امام ، و تو اوّل همهء آنانى ، و آخرين ايشان ، همنام من است ، قيام مىكند و زمين را از عدالت پر مىكند ، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است . مرد پيش او مىآيد و در حالى كه مال نزدش انباشته شده است ، مىگويد : اى مهدى ! به من عطا كن . مىگويد : بردار [ ، بدون آن كه حسابش را داشته باشد ] » . « 1 » 1893 . الفتن - با سندش به نقل از ابن شوذب - : نزد مَطَر از عمر بن عبد العزيز ياد شد . او گفت : به من خبر رسيده است كه مهدى كارى مىكند كه عمر بن عبد العزيز آن كار را نكرده است . گفتيم : آن كار چيست ؟ گفت : مردى نزدش مىآيد و از او درخواست [ مالى ] مىكند . امام عليه السلام به او مىفرمايد : « داخل بيت المال شو و بردار » . او نيز داخل مىشود و بر مىدارد و بيرون مىآيد و مردم را سير مىبيند . پشيمان مىشود و به سوى مهدى عليه السلام باز مىگردد و مىگويد : آنچه را به من عطا كردى ، بگير . امّا امام عليه السلام نمىپذيرد و مىفرمايد : « ما عطا مىكنيم و نمىگيريم » . « 2 » 1894 . سنن ابن ماجة - با سندش به نقل از ابو سعيد خُدرى - : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « مهدى ، در امّت من است ، اگر كم باشد ، هفت ، و گرنه ، نُه سال حكومت خواهد كرد و در آن ، امّتم چنان رفاهى خواهند داشت كه مانند آن را هيچ گاه نداشته‌اند ، خوردنىها را به آنها مىدهد و هيچ چيز را از ايشان نمىاندوزد ، و مال در آن روزگار ، انباشته است . مرد برمىخيزد و مىگويد : اى مهدى ! به من عطا كن ، و او مىگويد : " بردار " » . « 3 » 1895 . سنن الترمذى - با سندش به نقل از ابو سعيد خُدرى - : بيمناك حوادث پس از پيامبرمان بوديم و آن را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيديم . فرمود : « مهدى ، در امّت من است . قيام
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 92 ح 23 ، بحار الأنوار : ج 36 ص 281 ح 101 . ( 2 ) . الفتن : ج 1 ص 357 ح 1033 . ( 3 ) . سنن ابن ماجة : ج 2 ص 1366 ح 4083 ، المستدرك على الصحيحين : ج 4 ص 601 ح 8675 ، الفتن : ج 1 ص 360 ح 1048 ، روضة الواعظين : ص 532 . نيز ، ر . ك : همين دانش‌نامه : ص 383 ح 1912 .