كشورهاى امضا كننده ، ملزم مىشوند در قوانين داخلى خود ، تجديد نظر كرده ، آنها را با قوانين بين المللى هماهنگ كنند . نتيجهء اين كارها ، ايجاد يكپارچگى بيشتر و محدوديت در تنوّع قوانين و تفاوت آنهاست .
حال اين پرسشها مطرح مىشود كه در حكومت جهانى امام مهدى عليه السلام ، اديان ديگر چه جايگاهى دارند ؟ آيا با ظهور ايشان ، همهء اديان و مذاهب ، جز دين و مذهب حق ، از بين مىروند ؟ آيا تفاوتى ميان اديان در اين زمينه وجود دارد كه مثلًا به دليل توحيدى بودن ، باقى بمانند و به دليل شركآلود بودن از ميان بروند ؟ آيا پيروان ديگر اديان ، ملزم به پيروى از اسلام مىشوند ؟ اگر امتناع كردند ، چه سرنوشتى در انتظار آنان است ؟ آيا كشته مىشوند ؟
با مراجعه به متون دينى ، ابتدا با پاسخهاى متفاوت و ظاهراً متعارضى مواجه مىشويم . از متون دينى چنين كه گويا ناظر به اديان آسمانى ابراهيمىاند و كمتر به اديان ديگر در اين موضوع برخورد مىكنيم ؛ امّا برخى بيانهاى عام ، مىتواند شامل ديگر اديان نيز بشود و پرسشهاى مورد نظر اين نوشتار ، شامل آنها نيز مىشود .
در اين تحقيق ، تلاش مىشود ضمن بررسى ادلّهء موجود در اين باب ، بهترين فرضيه را پيدا كنيم و تبيينى منطقى از موضوع ، ارائه شود . براى اين كه نوشتار طولانى نشود ، پاسخ به پرسشهاى ياد شده را به تفكيك نمىآوريم و در ضمن بررسى ادلّه ، به ميزان دلالت هر يك ، اشاره مىكنيم .
ظواهر متون دينى در اين زمينه به دو دستهء كلّى تقسيم مىشوند . دستهء اوّل با رويكردى ايجابى ، بر وجود اديان ديگر در زمان ظهور امام زمان عليه السلام دلالت دارند و الزامى در تغيير دين براى پيروان ديگر اديان قائل نيستند .
دستهء دوم با رويكردى سلبى ، وجود ديگر اديان را پس از ظهور نمىپذيرند و گوياى تغيير دين همهء مردم يا از ميان رفتن آنها هستند .
در مجموع ، سه فرضيهء جدّى و يك فرضيه ضعيفتر ديگر در اين زمينه
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: محمد الريشهري
ص٢٦٨