مردى از خُمرا ، « 1 » مردى از عِرار ، « 2 » مردى از قورُص ، « 3 » مردى از انطاكيه ، « 4 » سه نفر از حلب ، دو تن از حمص ، « 5 » چهار تن از دمشق ، مردى از سوريّه ، دو مرد از قسوان ، « 6 » مردى از قيمون ، « 7 » مردى از اصوره ، « 8 » مردى از كرار ، « 9 » مردى از اذرُح ، « 10 » مردى از عائر ، « 11 » مردى از لاكار ، « 12 » دو تن از بيت المَقدِس ، مردى از رمله ، « 13 » مردى از بالِس ، « 14 » دو
هامش
( 1 ) . خُمرا ، شايد همان « باخمرا » باشد كه جايى ميان كوفه و واسط است .
( 2 ) . عِرار ، جايى در منطقهء باهله از سرزمين يمامه در شرق عربستان امروزى است .
( 3 ) . قورس ، شهرى در اطراف حلب در سوريّه بوده است .
( 4 ) . انطاكيه ، شهرى مشهور در غرب تركيّه و در بيست كيلومترى درياى مديترانه است . ( م )
( 5 ) . حلب و حمص ، دو شهر بزرگ سوريّه اند .
( 6 ) . در فرهنگ نامها ، به اين نام دست نيافتيم .
( 7 ) . قيمون ، قلعهاى نزديك رمله از شهرهاى فلسطين است .
( 8 ) . به اين نام دست نيافتيم و اگر نسخهء « صور » درست باشد ، تكرار لازم مىآيد : زيرا صور پيشتر آمد . ( م )
( 9 ) . به اين نام ، دست نيافتيم .
( 10 ) . اذرُح ، شهرى در شام قديم بوده است .
( 11 ) . عاير ، كوهى در مدينه يا نزديك آن است . در حديث هجرت ، « ثنية العائر » - كه بعضى آن را به غين ( غائر ) گفتهاند - آمده است كه قبل از مدينه در راه هجرت قرار دارد . راه شوسهء ميان مدينه و مكّه را امروزه راه هجرت مىگويند .
( 12 ) . لاكار ، نام رودى است كه به درياى خزر مىريزد و « كار » را كه نسخه بدل است ، نيافتيم .
( 13 ) . رمله ، شهرى از فلسطين است . ( م )
( 14 ) . بالس ، شهرى در جنوب سوريّه ، ميان حلب و رقّه است .