فرمود : « فرمانرواى شرق به سوى فرمانرواى غرب مىرود و او را مىكشد . سپس فرمانرواى غرب به سوى فرمانرواى شرق مىرود و او را مىكشد و لشكرى را به مدينه روانه مىكند كه به زمين فرو مىروند . آن گاه لشكرى را روانه مىكند كه گروهى از اهل مدينه را اسير مىكنند و پناهندهاى به حرم [ مكّه ] پناه مىبرد و مردم مانند پرندگان پراكنده از هر سو مىآيند و بر گرد او جمع مىشوند تا آن كه سيصد و چهار ده تن به گِردش فرا هم مىآيند و زنانى هم ميان آنان هستند . پس بر هر گردنكش و فرزند گردنكشى چيره مىشود و چنان عدالتى از خود نشان مىدهد كه زندگان ، آرزو مىكنند مردگانشان بيايند و آن را ببينند . او هفت سال يا اگر بيشتر شود ، چهارده سال زنده مىماند و آن گاه زير زمين بودن ، بهتر از روى آن بودن است . « 1 »
4 / 10 : گزارشهاى رسيده در بارهء نام و موطن ياوران امام عليه السلام
1609 . الملاحم و الفتن - به نقل از كتاب الفتن ابو صالح سليلى با سندش به نقل از اصبغ بن نباته - : امير مؤمنان على عليه السلام سخنرانى كرد و از مهدى و اسامى كسانى كه همراهش خروج مىكنند ، ياد نمود . ابوخالد كلبى به ايشان گفت : اى امير مؤمنان ! آنها را براى ما توصيف كن .
على عليه السلام فرمود : « هان كه او ( قائم ) شبيهترين خلق و خلقت و نيكويى را به پيامبر
هامش
( 1 ) . المعجم الأوسط : ج 5 ص 334 ح 5437 .