گرفتهاند و اينان پرچمداران و حاكمان خداوند بر آفريدگانش در زمين هستند ، تا آن كه از قبايش نوشتهاى بيرون مىآورد كه با مهر زرين ، مهر خورده و عهدى بسته شده از جانب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است . پس ، از گرد او مانند گلّهء زبانبسته پراكنده مىشوند و از آنها جز وزير و يازده نقيب « 1 » باقى نمىماند ، همان گونه كه [ دوازده نقيب ] با موسى بن عمران عليه السلام ماندند ، و در زمين به هر سو روان مىشوند و راهى جز بازگشت به او نمىيابند و به خدا سوگند ، من آن سخنى را كه او به آنان مىگويد و آنان به آن كفر مىورزند ، مىدانم » . « 2 »
1593 . الغيبة ، نعمانى - با سندش به نقل از جابر بن يزيد جعفى - : امام محمّد باقر عليه السلام فرمود :
« اى جابر ! به زمين بچسب و حركت مكن تا نشانههايى را كه برايت ذكر مىكنم ، ببينى - اگر آنها را بيابى - . نخستين نشانه ، اختلاف بنىعبّاس است - و نمىبينم كه به آن برسى ؛ امّا آن را پس از من ، از قول من نقل كن - ، و منادى ندا دهنده از آسمان ، و صداى پيروزى كه از سمت دمشق به سوى شما مىآيد . . . .
و قائم ، آن روز در مكّه است . پشتش را به كعبه تكيه داده و به آن پناه آورده است . . . . خداوند ، يارانش را - كه سيصد و سيزده مرد هستند - ، به گرد او فراهم
هامش
( 1 ) . نقيب در اين جا به معناى بزرگ و سَرور قوم است .
( 2 ) . كمال الدين : ص 672 ح 25 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 326 ح 42 .