مىآيند وخداوند ، قسطنطنيّه « 1 » را به دست او مىگشايد » . « 2 »
1585 . بحار الأنوار - با سندش - : امام صادق عليه السلام فرمود : « گويى قائم عليه السلام و يارانش را در بلندى كوفه ( نجف ) مىبينم كه چون كسى كه بر سرش پرنده نشسته است [ ساكت و خاموش اند ] .
توشه [ و آذوقه ] شان تمام شده ، لباسهايشان كهنه گشته و اثر سجده بر پيشانىهايشان نقش بسته است . شيران روز و شبزندهداران هستند و گويى دلهايشان پارههاى آهن است . به هر كدام از مردانشان ، نيروى چهل مرد دادهاند و هيچ يك از آنان را جز كافر يا منافقى نمىكُشد و خداوند متعال ، آنها را به نشانهشناسى و فراست توصيف كرده است ، آن جا كه در كتاب عزيزش فرموده است : « بى گمان ، در اين ، نشانههايى براى نشانهشناسان است » » . « 3 »
ر . ك : ج 7 ص 193 ح 1253
و ج 8 ص 281 ح 1589 .
د - و اين چند ويژگى
قرآن
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! هر كس از شما از دين خود برگردد ، [ بداند كه ] به زودى ، خدا گروهى را مىآورد كه آنان را دوست مىدارد و آنان [ نيز ] او را دوست دارند . [ اينان ] با مؤمنان ، فروتن ، [ و ] با كافران سختگيرند ، در راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىهراسند . اين ، فضل خداست . آن را به هر كه بخواهد ، مىدهد ، و خدا گشايشگر داناست » . « 4 »
هامش
( 1 ) . قسطنطنيّه ، پايتخت امپراتورىهاى روم شرقى و عثمانى بوده است . در سال 1453 ميلادى ، اين پايتختِ امپراتورى هزار سالهء بيزانس توسّط سلطان محمّد فاتح ، سلطان عثمانى تصرف شد و عمر هزار سالهء امپراتورى بيزانس پايان يافت . اين شهر از آن پس به نام اسلامبول ( استانبول امروزى ) ناميده شد .
( 2 ) . الفتن ، نعيم بن حمّاد : ج 1 ص 345 ح 999 ؛ الملاحم و الفتن : ص 137 ح 157 .
( 3 ) . بحار الأنوار : ج 52 ص 386 ح 202 ، سرور أهل الإيمان : ص 70 ح 51 .
( 4 ) . مائده : آيهء 54 .