فرمود : « آرى » . سپس اندكى سر به زير انداخت و سپس سرش را بالا آورد و فرمود :
« فرمانروايى عبّاسيان ، سراسر فريب و نيرنگ است . گاه چنان ناتوان مىنمايد كه گفته مىشود : چيزى از آن نمانده است و سپس چنان تجديد قوا مىكند كه مىگويند : چيزى بر آن نگذشته [ و ناتوان نشده ] است » . « 1 »
1130 . قرب الإسناد - با سندش به نقل از ابن اسباط - : به امام كاظم عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! ثعلبة بن ميمون ، از على بن مغيره ، از زيد عمّى ، از امام زين العابدين عليه السلام برايم نقل كرد كه : قائم ما [ خاندان محمّد ] ، در سالى كه مردم جمع مىشوند ، « 2 » ظهور مىكند .
فرمود : « قائم ، بدون وقوع شورش سفيانى قيام مىكند ؟ ! قيام قائم ، از امور حتمى الهى است و كار سفيانى نيز از امور حتمى الهى است و قيام كنندهاى نداريم ، جز آن كه [ پيش از او ] سفيانى را داريم » .
گفتم : فدايت شوم ! در اين سال ، روى مىدهد ؟
فرمود : « آنچه خدا بخواهد » .
گفتم : در سال بعد مىشود ؟
فرمود : « خدا هر چه بخواهد ، مىكند » . « 3 »
1131 . دلائل الإمامة - با سندش به نقل از ابو محمّد وشّاء و گروهى از ياران امام رضا عليه السلام - : ايشان در توضيح چرايىِ نپذيرفتن حكومت به مأمون فرمود : « اين كار ( به دست گرفتن حكومت از سوى ما ) جز پس از شورش سفيانى ، شدنى نيست » .
مأمون به ايشان اصرار كرد و امام رضا عليه السلام خوددارى ورزيد . مأمون او را سوگند داد و امام رضا عليه السلام سوگندش را پذيرفت و مجلسى برايش به پا كردند و همراه مأمون [ براى بيعت به ولىعهدى ] جلوس كرد . « 4 »
1132 . الكافى - با سندش به نقل از عيص بن قاسم - : شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « . . .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 302 ح 9 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 250 ح 137 .
( 2 ) . طبق روايتهاى ديگر ، مردم كه همان ياران امام مهدى عليه السلام اند - ، در مكّه جمع مىشوند .
( 3 ) . قرب الإسناد : ص 374 ح 1329 ( با سند موثّق ) ، بحار الأنوار : ج 52 ص 182 ح 5 .
( 4 ) . دلائل الإمامة : ص 349 ح 304 .