پرسيد [ م ] : « اجل معلق كدام است ؟ » .
فرمود : « آن كه خدا در آن تغيير مىدهد » .
گفت [ م ] : من اميدوارم كه اجَل سفيانى ، معلّق [ و قابل تغيير ] باشد .
امام باقر عليه السلام فرمود : « نه . به خدا سوگند ، آن جزو حتمىهاست » . « 1 »
1128 . الكافى - با سندش به نقل از فضل كاتب - : نزد امام صادق عليه السلام بودم كه نامهء ابو مسلم آمد .
امام عليه السلام فرمود : « نامهء تو پاسخى ندارد . از نزد ما بيرون برو » .
ما با هم پنهانى شروع به گفتگو كرديم كه امام فرمود : « اى فضل ! چه چيزى مخفيانه مىگوييد ؟ خداوندِ والاياد ، به خاطر عجلهء بندگانش ، عجله نمىكند و جا به جا كردن يك كوه ، از نابودى حكومتى كه اجلش نرسيده ، آسانتر است » .
سپس فرمود : « بى گمان ، فلان كس فرزند فلان كس » تا به هفتمين فرزند فلان كس رسيد .
گفتم : فدايت شوم ! نشانهء ميان ما و شما چيست ؟
فرمود : « اى فضل ! از جايت تكان نخور تا سُفيانى خروج كند و چون سفيانى خروج كرد ، ما را لبيّك بگوييد » و سه بار اين را فرمود [ و افزود : ] « كه خروج او ، از نشانههاى حتمى است » . « 2 »
1129 . الغيبة ، نعمانى - با سندش به نقل از على بن ابى حمزه - : ميان مكّه و مدينه ، همسفر امام كاظم عليه السلام بودم . روزى به من فرمود : « اى على ! اگر اهل آسمانها و زمين بر بنىعبّاس بشورند ، [ كشته مىشوند و ] زمين از خونشان آبيارى مىشود تا آن كه سفيانى بشورد » .
به ايشان گفتم : سَرور من ! آيا كار او ، حتمى است ؟
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 301 ح 5 ( با سند موثّق ) و ح 6 ( به نقل از فضيل بن يسار با عبارت مشابه ) ، بحار الأنوار : ج 52 ص 249 ح 133 .
( 2 ) . الكافى : ج 8 ص 274 ح 412 ، بحار الأنوار : ج 47 ص 297 ح 20 .