خيبر به على بن ابى طالب عليه السلام سپرد و خداوند متعال ، فتح را بر دستان او جارى كرد و او را روز غديرخُم ايستاند و به مردم اعلام كرد كه او مولاى هر مرد و زن مسلمان است و به او فرمود : « . . . از كينههاى نهفته در سينهء كسانى كه آن را جز پس از مرگم آشكار نمىكنند ، بپرهيز . آنان را خدا و لعنت كنندگان ، لعنت مىكنند » .
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس گريست . گفته شد : اى پيامبر خدا ! گريهتان از چيست ؟
فرمود : « جبرئيل به من خبر داد كه آنان به على ستم مىكنند و حقّش را از او باز مىدارند و با او مىجنگند و فرزندانش را مىكشند و پس از او به آنها ظلم مىكنند . و جبرئيل از سوى خداوند عز و جل به من خبر داد كه آن ظلم به هنگام قيام قائم ايشان ، از ميان مىرود و كلمهشان بالا مىگيرد و امّت بر محبّت آنان اتّفاق مىكنند و دشمنان آنها اندك مىشوند و كسى كه آنان را خوش ندارد ، خوار مىشود و ستايشگران آنها ، فراوان مىشوند و اين ، در روزگارى است كه سرزمينها دگرگون شده و بندگان ، ناتوان و از فَرَج ، نااميد گشتهاند و اين هنگام ، قائم ، ميان آنان پديدار مىشود » .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « نام او ، مانند نام من ، و نام پدر او ، مانند نام پدر من « 1 » است . او از فرزندان دخترم فاطمه است . خداوند ، حق را با او [ و يارانش ] آشكار و باطل را با شمشيرهاى آنان فرو مىنشاند و مردم از سر رغبت به ايشان و هراس از آنان ، پيروىشان مىكنند » .
گريهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آرام گرفت و فرمود : « اى مردم ! به فَرَج ، بشارت دهيد ، كه وعدهء خدا تخلّفناپذير است و قضاى الهى باز نمىگردد و او حكيم و آگاه است و
هامش
( 1 ) . عبارت « و نام پدر او ، مانند نام پدر من است » در منابع ديگر نيست و نمىتوان آن را صحيح دانست . براىتوضيح بيشتر ، ر . ك : ج 2 ص 286 ( نقدى بر گزارشى در بارهء نام پدر امام مهدى عليه السلام ) .