بسيار فرحناك بودم از اين كه من مبادرت كردم به بشارت شفا در حالتى كه او در خواب بود و چرك و خون در آن روز منقطع شد و زخمها ملتئم شد . پيش از گذشتن هفته و چند روز بعد از آن ، خالو با غنيمت و سلامت وارد شد و در اين تاريخ - كه هزار و سيصد و سه [ هجرى ] است - ، تمام اشخاصى كه نام ايشان در اين حكايت برده شده در حياتاند جز والده و جرّاح مذكور كه داعى حق را لبّيك گفتند ، والحمد للَّه . « 1 »
3 . آية اللَّه محمّدجواد صافى گلپايگانى : يكى از مراجع تقليد معاصر ، فقيه عالىقدر ، آية اللَّه لطف اللَّه صافى گلپايگانى ، جريان عريضهنويسى پدر بزرگوارشان آية اللَّه محمّدجواد صافى گلپايگانى را چنين گزارش كرده است : « زمانى ايشان ( پدرم ) مبتلا به صُداع و درد سر شديدى شده بودند كه مدّتى ادامه داشته و معالجات ، به هيچ وجه در تخفيف و تسكين آن ، سودمند نمىشده و حتّى چون در آن وقت ، با عدم وسايل نقليه ، انتقال دادن ايشان به تهران براى معالجه ، خيلى اشكال داشته ، توسّط نامه نيز از بعضى اطبّاى معروف و استاد دستور گرفته و داروهايى فرستاده بودند كه هيچ يك مؤثّر واقع نشده بود . بالأخره در موقعى كه درد ، ايشان را به شدّت رنج مىداده است ، همسر ايشان - كه از بانوان فاضله و نمونه و دختر مرحوم آية اللَّه آخوند محمّدعلى ، معاصر و همدوره و همحجره مرحوم آية اللَّه ميرزاى شيرازى بوده ، و شرح حال و فضايل و كمالات و عبادات و برنامههاى دعايى و عبادتى و زيارت عاشوراى آن بانوى متعبّد و ملتزم به آداب اسلامى ، با انجام دادن تمام مشاغل و وظايف خانهدارى ، بسيار جالب است - به ايشان پيشنهاد مىنمايد كه با عريضه و رقعهء استغاثه به حضرت ولىّ عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - متوسّل شوند . ايشان در اثرِ شدّت درد ، اظهار عجز و ناتوانى مىنمايند ؛ ولى
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب : ص 270 حكايت 6 .