تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
ركعت مىنشينى و مىگويى : « 1 » « « ستايش ، ويژهء خدايى است كه فرزندى نگرفت و همتايى در فرمان‌روايى ندارد و نه از سر خوارى و زبونى سرپرستى دارد ، و او را چندان كه بايد بزرگ بدار » . اى ساز و برگ من در مدت [ عمر ] من ! اى همراه من در سختىام ! اى ولىّ نعمتم ! اى فريادرسم به گاه اشتياق و روى آوردنم ! اى كاميابىِ حاجتم ! اى نگهدار من در غيابم ! اى مواظب من در تنهايى ! اى مونس من در بىكسىام ! تو پوشاندهء زشتىهايم هستى ، پس تو را سپاس و تو درگذرنده از لغزش‌هايم هستى ، پس تو را سپاس و تو دستگيرِ افتادن‌هاى منى ، پس تو را سپاس . بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و زشتىام را بپوشان و هراس را از دلم بيرون كن و از لغزشم درگذر و از جرمم روى بگردان و [ مانند و ] جزو بهشتيان از بدىهايم درگذر كه همين را به ايشان صادقانه وعده داده‌اى » . « 2 » هنگامى كه از نماز و دعا فارغ شدى ، سوره‌هاى « حمد » ، « توحيد » ، « معوّذتين ( فلق و ناس ) » ، « كافرون » ، « قدر » و نيز « آية الكرسى » را هفت مرتبه مىخوانى و
هامش
( 1 ) . در الإقبال آمده است : ابو العباس احمد بن على بن نوح - كه رضوان خدا بر او باد - گفت : ابو احمد محسن بن‌عبد الحكم شجرى برايم روايت كرد ، و آن را از روى كتابش نوشتم . او گفت : من اين را از كتاب ابو نصر جعفر بن محمّد بن حسن بن هيثم استنساخ كردم . و گفت : از روى كتاب ابوالقاسم حسين بن روح - كه رضوان خدا بر او باد - صادر شده است كه : نماز روز بيست و هفتم رجب دوازده ركعت است ، و در هر ركعت ، هر سوره‌اى كه مقدور است خوانده شود ، و بعد بنشيند و سلام دهد ، و در ميان دو ركعت بگويد : الحمد للَّه ؛ سپاس تنها از آن خداست . . . . ( 2 ) . الإقبال در پايان گفته است : وقتى از نماز و دعا فارغ شدى ، و هر يك از سوره‌هاى : « حمد » ، « قل هو اللَّه أحد » ، « قل يا أيّها الكافرون » ، « قل أعوذ بربّ الفلق » ، « قل أعوذ بربّ النّاس » ، « إنا أنزلناه فى ليلة القدر » و « آية الكرسى » را هفت بار خواندى ، مىگويى : « اللّهمّ اللَّه اللَّه ربّى لا اشرك به شيئاً ؛ خداوندا ! خدا خدا ، پروردگار من است ، و من هيچ چيزى را شريك او قرار نمىدهم » . اين را هفت بار بگو و بعد هر چه دوست دارى دعا كن .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 323 | محمد الريشهري