گيرنده در جرگهء اصحاب اليمين - كه عملشان مخلوطى از شايسته و ناشايسته است - ، باور دارم . [ از تو مىخواهم كه ] غير ايشان را ولىّ من نكنى و فردا كه رضايتت را بر حكم قضايت مقدّم مىدارى ، ميان من و ايشان جدايى نيندازى ، كه من به نهان و آشكارشان و فرجام كارهايشان ايمان دارم و تو هر گونه بخواهى ، آن را به پايان مىبرى .
اى كه اقرار به يگانگىاش را تحفهء راه من كرده و شناخت ربوبيّتش را به من هديه نموده و مرا از شك و نديدن ، رهايى داده است ! به صاحباختيارى تو و به حجّت بودن برگزيدگان و به پيامبر بودن در حجابماندهها و به راهنما بودن فرستادهها و به امير بودن پرهيزگاران ، خشنود ، و مطيع و گوش به فرمان تو هستم " » . « 1 »
هامش
( 1 ) . مهج الدعوات : ص 398 ، بحار الأنوار : ج 95 ص 337 ح 8 .