تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
930 . الكافى - با سندش به نقل از ابو جارود - : به امام باقر عليه السلام گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! آيا دوستىام با شما و بريدن از همه و پيوستن به شما و پذيرش سرپرستىِ شما را مىدانى ؟ فرمود : « آرى » . گفتم : من از شما سؤالى مىكنم . جوابم را بده ، كه من نابينايم و زياد راه نمىروم و نمىتوانم هر زمانى شما را زيارت كنم . فرمود : « سؤالت را بگو » . گفتم : مرا از دينت كه تو و خاندانت ، خداى عز و جل را با آن مىپرستى ، آگاه كن تا من نيز خداى عز و جل را آن گونه بپرستم . فرمود : « كوتاه گفتى ؛ امّا سؤال بزرگى پرسيدى . به خدا سوگند ، دينم و دين پدرانم را - كه خداى عز و جل را با آن مىپرستيم - به تو مىگويم : شهادت دادن به اين كه معبودى جز خداوند يكتا نيست و محمّد ، فرستادهء اوست و اقرار كردن به آنچه از نزد خدا آمده و دوستى ورزيدن با دوستدار ما و بيزارى جستن از دشمن ما و تسليم بودن در برابر فرمان ما ، و انتظار كشيدن براى قائم ما و سختكوشى و پارسايى » . « 1 » 931 . الغيبة ، نعمانى - با سندش به نقل از ابو بصير - : امام صادق عليه السلام روزى فرمود : « آيا به شما از چيزى خبر ندهم كه خداى عز و جل جز با آن ، عملى را از بندگان نمىپذيرد ؟ » . گفتم : چرا . فرمود : « گواهى دادن به اين كه معبودى جز خداوند يكتا نيست و اين كه محمّد ، بنده و فرستادهء اوست و پذيرش فرمان الهى و ولايت ما و بيزارى جستن از دشمنان ما » يعنى امامان « و تسليم بودن در برابر ايشان و پارسايى و سختكوشى و وقار و براى قائم عليه السلام انتظار كشيدن » . سپس فرمود : « ما دولتى داريم كه خدا چون بخواهد ، آن را مىآورد » .
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 2 ص 21 ح 10 ، بحار الأنوار : ج 69 ص 14 ح 15 .