تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
موضوع نمىشود . . . . بار ديگر كه استاد او را مىبيند ، مىپرسد چه شد ؟ پاسخ مىدهد : از اينجا كه رفتم ، خواستم ، آقا حاضر شد ، من هنوز چيزى نگفته بودم كه ايشان فرمود كه به ايشان بگو : آن كارى ( توبه اى ) كه تو كردى ، اگر او انجام دهد ، ما خودمان مى آييم . نمىخواهد وقت بگيرد . بعد ، استاد مىگويد : درس را شروع كنيم ؟ مىگويد : آقا فرمود : درس لازم نيست و خداحافظى مىكند و مىرود و ديگر ديده نمىشود . پس از اين ماجرا براى آن استاد هم انقلابى روحى پيدا شد و اعتزال پيشه كرد . گفتنى است : آية اللَّه محمّدعلى اراكى قدس سره ، گزارش ديگرى از اين ماجرا به نقل از جناب مستطاب علام فهام آخوند محمّدعلى از شاگردان مرحوم ميرزا محمّدباقر اصطهباناتى نقل كرده و در پايان حكايت مىگويد : پس جناب ميرزا مىگويد : ما را به خدمت او مشرّف ساز . پس چون دستور مىطلبد ، مىگويد : خير ! اگر بنا شد ، ما خود به منزل ميرزا مىآييم . پس ميرزا به توسّط آن آخوند ، سه مسئله استفسار مىنمايد : اوّل ، آن كه : تسبيحات اربع در نماز ، يك دفعه واجب است يا سه دفعه ؟ جواب مىآورد : يك دفعه . دوم ، آن كه : عمل امّ داوود بر همان نحو است كه مرحوم مجلسى نقل كرده است يا نه ؟ جواب آورد كه خير و نسخهء صحيح آن را نيز تحصيل مىكند . پس آخوند ملّا محمّدعلى گفته بوده است كه هر چه ميرزا در شيراز از پى آن نسخه گرديد ، گم شده بود و پيدا نشد . امّا مسئله سوم را ناقل ، فراموش نموده بود . پس ميرزا مىگويد : پس از چندى ، آن آخوند نيز مفقود شد و معلوم نشد