تمام شد و چهل تومان كم داشتيم ، قرض كردم .
گفتم : از صندوق امام زمان عليه السلام ، اين هم چهل تومان ! در اين جا ، آن پول ، تمام شد !
5 / 7 : تشرّف محمّدعلى اربابى
جناب حجة الإسلام و المسلمين حاج شيخ حسين انصاريان « 1 » نقل كرد :
فردى بود به نام محمّدعلى اربابى تهرانى كه با آقاى شيخ رجبعلى خياط ، بسيار نزديك بود . دربارهء سفرش به مكه مىگفت : شب نهم به عرفات رسيدم . در آن زمان ، عرفات بسيار تاريك بود و از چراغ دستى استفاده مىشد . ساعت ده شب بود كه پيوسته متذكر حضرت امام عصر عليه السلام بودم ، البته نه براى زيارتشان ؛ چرا كه خود را لايق زيارت ايشان نمىدانستم . بيرون چادر ، متذكر بودم در حالى كه هيچ كس حضور نداشت ، صدايى به زبان فارسى روان شنيدم كه گفت : آقاى حاج محمّد على !
برگشتم و با يك چهرهء منوّر ، روحانى و آسمانى مواجه شدم .
گفت : بيا كنار دست من .
گفتم : چشم ! و در حقيقت به سوى ايشان كشيده شدم . كنارش نشستم .
فرمود : امشب شب عرفه است ، زيارت حضرت سيدالشهداء وارد است ، دلت مىخواهد من يك زيارت بخوانم ؟
من از كودكى زيارتهاى معروف را شنيده بودم و با آنها آشنايى داشتم و
هامش
( 1 ) . استاد شيخ حسين انصاريان متولّد سال 1323 ش در خوانسار ، پس از اتمام تحصيل در دبيرستان ، راه طلبگى را در پيش گرفت . تحصيلات وى در دو حوزهء علميّهء تهران و قم بوده است . او در قم در جلسات اخلاقى مرحوم حاج آقا حسين فاطمى و مرحوم آية اللَّه حاج شيخ عبّاس تهرانى شركت مىكرد .
وى به تحقيق و تأليف و تبليغ علوم اسلامى مشغول است . عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ) و تفسير و شرح صحيفهء سجّاديه از آثار اوست .