تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ساعت 2 شد . برادرم آمد مرا ببرد . آقاى علوى هم حضور داشت . وى گفت : آقاى بلورساز ! من نمىگذارم ايشان تنها باشد . بايد حتماً بيايد منزل ما . منزل آقاى علوى در قلهك بود . بالأخره آقاى علوى ما را براى صرف نهار به منزل خود برد . پاسخ‌هاى من به سؤال‌هاى ايشان ، همه كتبى بود . پس از صرف ناهار ، آقاى علوى به برادرم گفت : اگر شما مىخواهيد تشريف ببريد ، برويد . ايشان امشب مهمان ماست . منتظر نباشيد . آدرس منزل و شماره تلفن خودش را هم به او داد . من نوشتم : اجازه رفع زحمت بدهيد . ولى ايشان موافقت نكرد . شب منزل ايشان بودم . پس از تهجّد ، به من فرمودند : من تا طلوع آفتاب ، بيدار هستم و بعد از نماز صبح ، به خواندن قرآن و اعمال مستحبّى مىپردازم . شما اگر مايل هستيد ، استراحت كنيد . نوشتم : خير ! تا اوّل آفتاب ، در خدمت شما هستم . پس از صرف صبحانه ، ايشان فرمود : با قرآن استخاره كردم كه اگر خوب آمد ، شما را براى درمان ، راهنمايى كنم . اين آيه آمد :
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ » .
« 1 » سپس به مطلبى كه آقا شيخ عباس قمى در مفاتيح در مورد مسجد جمكران نقل كرده ، اشاره كرد و به من گفت : عهد كن چهل شب چهارشنبه به جمكران مشرّف شويد . « تو كه هر كجا رفتى ، خوب نشدى . يك كارى من مىگويم ، انجام بده . اگر نتيجه نداد كه ثواب مىبَرى و اگر نتيجه داد ، خدا را شكر كن ، و آن اين است كه چهل شب چهارشنبه برو مسجد جمكران و متوسل شو » « 2 » اگر خداوند صلاح بداند ، شفا عنايت مىفرمايد . من راهنمايى ايشان را پذيرفتم و برنامهء خود را طورى تنظيم كردم كه چهل هفته مرتب از مشهد به جمكران بروم . به همين جهت ، هميشه بليط هواپيما و اتوبوس
هامش
( 1 ) . اسرا : آيهء 82 . ( 2 ) . قسمتى كه ميان گيومه است ، از نقل آية اللَّه صافى - كه مورد تأييد آقاى بلورساز قرار گرفت - افزوده شد .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 262 | محمد الريشهري