تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
بزرگوارانه‌اش به من رو كرد و لبخندزنان ايستاد و فرمود : « تو پس از سلام بر حسن عسكرى عليه السلام چه مىگويى ؟ » . گفتم : مىگويم : سلام بر تو ، اى حجّت خدا ، اى صاحب الزمان ! پس از آن ، داخل روضهء شريف شد و كنار قبر امام كاظم عليه السلام به گونه‌اى ايستاد كه قبله پشت سرش بود . كنار او ايستادم و گفتم : اى سَرور ما ! زيارت كن تا همراهت زيارت كنيم . او زيارت معروف « امين اللَّه » را خواند و من هم پيروى كردم . سپس امام جواد عليه السلام را زيارت كرد و به زير گنبد دوم ( گنبد امام جواد عليه السلام ) رفت و به نماز ايستاد و من نيز كمى عقب‌تر ، در كنار او ، به نماز ايستادم . در نماز در خاطرم گذشت كه از او بخواهم آن شب را با من سپرى كند تا به مهمانى و خدمتش تشرّف بيابم . چشمم را به بالا متوجّه كردم ، اثرى از او نبود . نمازم را زود به پايان بردم و برخاستم و به چهرهء يك‌يك نمازگزاران و زائران نگريستم . هيچ اثرى نديدم . از خواب غفلت بيدار شدم و از غفلتم پشيمان شدم كه اين همه كرامت و نشانه ديدم و اين همه خبر به من داد ، با آن كه فقط خود مىدانستم ؛ امّا من متوجّه نشدم ، و باز به ياد آوردم كه راه بغداد به كاظمين ، به اين سبزى و خرّمى نيست و ديگر كرامت‌ها . يقين كردم كه او امام دوازدهم ، مهدى عليه السلام است . محدّث نورى مىگويد كه : از محمّد بن حيدر كاظمى [ نويسندهء اين حكايت ] خواستم كه نام او را برايم بنويسد . كس ديگرى غير از او نيز برايم گفت كه نام اين تاجر ، حاج على بغدادى بوده كه بيشتر در مكّه و جدّه و مناطق اطراف آن و از طريق نامه‌نگارى ، تجارت مىكرده است . برخى از روحانيان باتقواى ساكن كاظمين نيز برايم گفتند كه او مردى صالح ، متديّن و پارسا بوده و بر اداى خمس و حقوق مالى ، مواظبت داشته و اكنون مردى پا به سن گذاشته است . خداوند ، عاقبت به خيرش كند ! « 1 »
هامش
( 1 ) . جنّة المأوى ( چاپ شده در بحار الأنوار ) : ج 53 ص 312 ح 59 ، مفاتيح الجنان : در زيارت كاظمين ( حكايت حاجى على بغدادى ) .