تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
خواب ، كجاوه‌اى را ميان آسمان و زمين ديد و از سرنشين آن جويا شد ؟ به او گفته شد : فاطمهء زهرا و خديجهء كبرا هستند . گفت : به كجا مىروند ؟ گفته شد : به زيارت حسين عليه السلام در اين شب جمعه ، و ديد برگه‌هايى از كجاوه پايين مىريزد كه در آنها « امان از آتش [ دوزخ ] » نوشته شده و به زائران امام حسين عليه السلام در شب جمعه داده مىشود . آيا اين حكايت ، صحيح است ؟ آن سيّد فرمود : « آرى ، زيارت امام حسين عليه السلام در شب جمعه ، امان از آتش در روز قيامت است » . و من اندكى قبل از اين ماجرا ، به زيارت مولايمان امام رضا عليه السلام تشرّف پيدا كرده بودم . گفتم : اى سَرور ما ! من امام رضا على بن موسى عليه السلام را زيارت كرده‌ام و به من خبر رسيده است كه او بهشت را براى زائرانش ضمانت كرده است ! اين صحيح است ؟ فرمود : « او امام ضامن است » . گفتم : زيارتم مقبول است ؟ فرمود : « آرى ، قبول است » . پرسيدم : فلان كاسب متديّن - كه شريك من و در اين زيارت همراهم بوده است - چه ؟ فرمود : « آرى ، فلانى پسر فلانى ، بنده‌اى صالح و زيارتش مقبول است » . از قبول زيارت برخى ديگر از كاسبان بغداد پرسيدم كه رو گرداند و پاسخى نداد . من نيز هيچ اصرارى نكردم . همين گونه در آن فضاى سبز و خرّم مىرفتيم تا به صحن رسيديم و سپس از در معروف به « باب مراد » ، داخل حرم شديم و او بر در رواق نَايستاد و چيزى نگفت تا به در روضه نزديك پاى امام كاظم عليه السلام رسيد . من كنارش ايستادم و گفتم : اى سَرور ما ! بخوان تا من هم با تو بخوانم . او خواند : « سلام بر تو ، اى پيامبر خدا ! سلام بر تو ، اى امير مؤمنان ! » و همين گونه بر بقيّهء معصومان عليهم السلام سلام داد تا به امام عسكرى عليه السلام رسيد . سپس با سيماى