زبان آنها به معناى پدر بزرگسال است . سپس از ديدگان من پنهان شد و دانستم كه او مهدى عليه السلام است و به جدايىِ من از پدرم حتّى در يك شب چهارشنبه ، راضى نيست . از اين رو ، ديگر به مسجد سهله نمىروم . « 1 »
3 / 46 : پدر ملّا فتحعلى سلطانآبادى
859 . شيخ علىاكبر نهاوندى « 2 » مىگويد كه : آخوند ملّا فتحعلى سلطانآبادى « 3 » از والد مرحومش - / كه از صلحاى متّقين بوده - نقل فرموده كه : وقتى ، والد مرحوم با جمعى از زوّار به كربلاى معلّا مشرّف شده و منزلى كه سكنا نموده بودند ، دور از حرم مطهّر بود . از عادت آن مرحوم ، اين بود كه در حرم مطهّر مىماند تا آن كه يكى از همراهان او آمده ، او را به منزل مىبرد . اتّفاقاً شبى از شبها ، همراهان ، هر يك به اعتماد به ديگرى كه والد را از حرم با خود مىآورد ، به سر وقت والد نرفته بودند و ايشان تا وقتِ در بستن حرم در آن جا مشرّف بوده ، پس از آن بيرون آمده و در صحن ، سرگردان بود كه ناگاه ديد مردى به زىّ اعراب در نزدش حاضر شد و به اسم ، او را ندا فرمود و گفت : « اى فلان ! دوست دارى كه تو را به منزلت برسانم ؟ ! » .
پس دست مرا گرفت و از صحن بيرون آورد . پس با خود گفتم كه : من مردى غريب هستم و اين عرب را نمىشناسم و با من مقدارى از وجه نقد هست . نمىدانم كه اين عرب مرا به كجا مىبرد ! در اين فكر بودم كه ناگاه ديدم آن عرب ايستاد و فرمود : « اين ، منزل توست » و حال آن كه از صحن مقدّس تا آن جا چند قدمى بيش
هامش
( 1 ) . جنّة المأوى ( چاپ شده در : بحار الأنوار : ج 53 ) : ص 245 حكايت 18 ، نجم الثاقب : ص 418 حكايت 86 .
( 2 ) . شيخ علىاكبر نهاوندى ( 1278 - 1369 ش ) : ساكن مشهد خراسان ، مؤلّف كتاب العبقرى الحسان فى تواريخصاحب الزمان است ( ر . ك : الذريعة : ج 15 ص 215 ش 1419 و ج 18 ص 186 ش 1328 ) .
( 3 ) . ملّا فتحعلى بن حسن سلطانآبادى حائرى ، متولّد 1240 و متوفّاى 1317 ق در كربلا ، عالم بزرگوار ، مفسّر ، اهل تقوا و پارسايى ، محدّث ، صاحب كرامت و از شاگردان صاحب جواهر بود ( أعيان الشيعة : ج 8 ص 392 ) .