تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
به او گفتم : او به من نمىدهد . به من فرمود : « به او بگو به آن نشان كه اين مقدار دينار و آن مقدار درهم و در فلان جاست و روى آن با فلان چيز پوشيده شده است » . به او گفتم : و تو كيستى ؟ فرمود : « من محمّد بن حسن هستم » . گفتم : اگر از من نپذيرفت و دليل خواست ، چه ؟ فرمود : « من پشت سر تو هستم » . من نزد ابن زرارى آمدم و به او گفتم ؛ امّا او مرا راند . به او نشانه‌ها را دادم و نيز اين كه او پشت من است . گفت : پس از اين ديگر چيزى نيست و گفت : بجز خداى متعال ، از اين خبر نداشت ! و مال را به من داد . در حديثى ديگر از او ، اين متن افزوده شده است : و آن مرد از من در بارهء وضعيتم پرسيد . تنگ‌دستى و عيالوارىام را به او خبر دادم و او پيوسته با من راه مىآمد تا سحرگاهان به مقبره‌هاى مسيحيان رسيديم . نشستيم و او با دستش آن جا را حفر كرد و آب بيرون زد و وضو گرفت و سيزده ركعت [ نماز شب و نافلهء صبح ] را خواند . سپس به من فرمود : « نزد ابو الحسن على بن يحيى برو و به او سلام برسان و به او بگو : آن مرد به تو مىگويد : صد دينار از آن هفتصد دينار مدفون در فلان جا را به ابو سوره بده . من همان موقع به خانه‌اش رفتم و در زدم . [ كنيزى ] گفت : كيست ؟ گفتم : به ابوالحسن بگو : ابو سوره است . و شنيدم كه مىگفت : مرا با ابو سوره چه
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 108 | محمد الريشهري