تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مرد به درگاه [ امام عليه السلام ] رفت و نوشته را به يارانمان - كه سفير امام عليه السلام ناميده مىشوند - ، داد . پاسخ او آمد كه : « خداوند به رفيق تو [ كه تو را روانه كرده است ] ، پاداش دهد . او در گذشت و مالى را كه همراه داشت ، به فرد معتمدى وصيّت كرد تا در آن به آنچه دوست دارد ، عمل كند ، و من نامه‌اش را جواب مىدهم » و وضعيت ، همان گونه بود كه به او گفته شد . « 1 » 723 . كمال الدين - با سندش به نقل از على بن محمّد رازى - : در مرو ، هزار دينار از آنِ ناحيهء مقدّسه نزد كاتبِ يك مرد خوزستانى - كه نصر [ بن صبّاح بلخى ] نام او را به من گفت - جمع شد . [ نصر ] گفت : او با من مشورت كرد . گفتم : آنها را براى حاجزى بفرست . گفت : اگر خداوند عز و جل روز قيامت در بارهء آنها از من سؤال كرد ، تو پاسخگو هستى ؟ گفتم : آرى . نصر گفت : بر همين حال ، از او جدا شدم و پس از دو سال نزد او باز گشتم و او را ديدم و از آن مال ، جويا شدم . گفت كه دويست دينار از آن مال را براى حاجزى فرستاده و اعلام وصول و دعا براى او نيز به وى رسيده و نيز برايش نوشته است : « مال ، هزار دينار بوده است و تو دويست دينار فرستاده‌اى . اگر دوست دارى با كسى كار كنى ، با اسدى « 2 » در رى ، كار كن » . « 3 » نصر گفت : خبر درگذشت حاجز به من رسيد و به خاطر آن ، ناراحتى و بىتابى بسيارى نمودم و از آن اندوهگين شدم . به او گفتم : چرا اندوهگين شده و بىتابى مىكنى ، در حالى كه خداوند بر تو با [ نماياندن ] دو نشانه منّت نهاد : مبلغ مال را به
هامش
( 1 ) . الإرشاد : ج 2 ص 364 ، الكافى : ج 1 ص 523 ح 19 ( با عبارت مشابه ) ، كشف الغمّة : ج 2 ص 455 ، الصراط المستقيم : ج 2 ص 247 ح 10 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 299 ح 16 . ( 2 ) . ر . ك : ص 173 ح 680 پانوشت 1 . ( 3 ) . مفهوم اين سخن ، درگذشت قريب الوقوع حاجزى است . ( م )