3 . خداوند در داستان سامرى مىفرمايد :
« قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها .
« 1 »
سامرى گفت : من چيزى ديدم كه آنان نمىديدند . مشتى از خاكى كه نقش پاى آن فرستادهء خدا بر آن بود ، برگرفتم و در آن پيكر افكندم » .
طبرى گفته است : سامرى ، جاى پاى مركب جبرائيل را ديد و در اين هنگام ، مشتى از خاك پاى مركب او را برداشت و آن را بر زيورآلات شكسته شده و گداخته افكند و گفت گوساله شود . « 2 »
به عبارت ديگر ، منظور مفسّران ، اين است كه « سامرى » فرشتهء وحى را در حالى ديد كه هيچ كسى از بنى اسرائيل ، او را نمىديد .
4 . بر اساس احاديث متعدّد ، خضر عليه السلام - كه قرآن از او به عنوان بندهاى از بندگان الهى « 3 » ياد مىكند - ، در ميان مردم زندگى مىكند و مردم يا او را نمىبينند و يا نمىشناسند . « 4 »
اينك با توجّه به اين نمونههاى واقع شده ، به اين مسئله مىرسيم كه غيبت امام زمان چگونه است . احاديث متعدّدى دلالت دارند كه امام زمان عليه السلام بر روى زمين و در ميان مردم زندگى مىكند . در اين زمينه مىتوان به اين شواهد ، اشاره كرد :
1 . حديثهايى كه از غيبت انبياى گذشته سخن گفته و غيبت امام زمان را بدان تشبيه كرده است ( مانند تشبيه به غيبت موسى عليه السلام « 5 » و يوسف عليه السلام « 6 » در چندين حديث ) و يا تصريح به وقوع سنّت غيبت انبيا گذشته در بارهء امام زمان عليه السلام ، مانند آنچه ابو
هامش
( 1 ) . طه : آيهء 96 .
( 2 ) . تفسير الطبرى : ج 9 جزء 16 ص 205 .
( 3 ) . كهف : آيهء 65 .
( 4 ) . ر . ك : ص 10 ح 481 ، كمال الدين : ص 390 ح 4 .
( 5 ) . ر . ك : ج 2 ص 387 ح 478 ، و ج 3 ص 8 ح 480 ، كمال الدين : ص 127 - 152 و ص 326 - 329 ح 6 و 7 و 11 و ص 340 ح 18 .
( 6 ) . كمال الدين : ص 345 ح 31 .