پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و خدا در برابر ديدگان و پشت سر آنان ، ديوارى قرار داد و آنان پيامبر صلى الله عليه و آله را نديدند . پيامبر صلى الله عليه و آله نماز خواند و نزد آنان آمد و مشتى خاك بر سر و روى آنان پاشيد ؛ ولى ايشان را نمىديدند . هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن جا گذشت ، قريش خاك و گرد و غبار را ديدند و گفتند : « اين ، همان سحر و جادوى ابن ابى كبشه « 1 » - يعنى محمّد صلى الله عليه و آله - است » . « 2 »
طبرى ، در ذيل اين آيه ، آورده است : ابو جهل گفت : « اگر محمّد را ببينم ، چنين و چنان مىكنم » و اين آيه نازل گرديد . وقتى آيه نازل شد ، قريش به ابو جهل مىگفتند :
« اين ، محمّد است » ؛ امّا او مىگفت : « محمّد كجاست ؟ محمّد كجاست ؟ و ايشان را نمىديد » . « 3 »
2 . خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً .
« 4 »
[ اى پيامبر ! ] هنگامى كه قرآن تلاوت مىنمايى ، ما ميان تو و آنانى كه به قيامت ايمان ندارند ، پردهاى ستبر قرار مىدهيم » .
در تفسير اين آيه آمده است : عدّهاى هنگام تلاوت و يا نماز خواندن پيامبر صلى الله عليه و آله ، در كعبه و يا به هنگام دعوت مردم ، ايشان را آزار مىدادند و خداوند با اين كار ، مانع آنان شد . « 5 »
هامش
( 1 ) . ابن ابى كبشه ، مردى از « خُزاعه » بود كه با بتپرستى قريش مخالفت كرد و بت نپرستيد و به همين دليلهنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مردم را به توحيد فرا خواند و بتپرستى را مردود اعلام كرد ، قريش ، پيامبر صلى الله عليه و آله را به آن مرد - كه از اجداد مادرى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بود - ، تشبيه كردند .
( 2 ) . مجمع البيان : ج 8 ص 650 .
( 3 ) . تفسير الطبرى : ج 12 جز 22 ص 152 .
( 4 ) . اسرا : آيهء 45 .
( 5 ) . مجمع البيان : ج 6 ص 645 .