4 / 9 تكليف كسى كه توان شناخت امامعليه السلام را ندارد
214 . كمال الدين - به نقل از عمر بن عبد العزيز - : امام صادق عليه السلام فرمود : « هر گاه وضعى پيش آمد كه امامى را نديدى تا از او پيروى كنى ، كسى را كه دوست مىداشتهاى ، دوست بدار « 1 » و كسى را كه دشمن مىداشتهاى ، « 2 » دشمن بدار ، تا اين كه خداوند عز و جل او را آشكار گرداند » . « 3 »
215 . الكافى - به نقل از منصور ، از كسى كه او نامش را برد - : به امام صادق عليه السلام گفتم : هر گاه زمانى آمد كه امامى را نديدم [ و حضور نداشت ] تا از او پيروى نمايم ، چه كنم ؟
فرمود : « كسى را كه دوست مىداشتى ، دوست بدار و كسى را كه دشمن مىداشتى ، دشمن بدار ، تا آن كه خداوند عز و جل او را آشكار سازد » . « 4 »
216 . الكافى - به نقل از عيسى بن عبد اللَّه - : به امام صادق عليه السلام گفتم : اگر [ براى شما ] پيشامدى كند - و خدا نكند كه آن روز را ببينم - ، چه كسى را امام خود قرار دهم ؟
امام صادق عليه السلام به فرزندش موسى عليه السلام اشاره فرمود .
گفتم : اگر براى موسى پيشامدى كرد ، چه كسى را امام خود گردانم ؟
فرمود : « فرزندش را » .
هامش
( 1 ) . يعنى : از ائمّه عليهم السلام و از اعتقاد به امامت آنان ، دست بر مدار . البتّه دوست داشتن آنان ، اقتضا دارد كه به آنچه ازآثارشان باقى مانده است ، عمل شود و به راويان اخبارشان مراجعه شود ، و احتمالًا مىتوان آن را تعميم داد كه شامل راويان و علماى ربّانى بشود ؛ همانان كه در زمان روى كار آمدن امام نيز ، كسانى كه امكان دسترسى به او ( امام ) را ندارند ، به آنان مراجعه مىكنند .
( 2 ) . يعنى : پيشوايان باطل و ستم پيروان آنان . و اين ، مستلزم دورى كردن از راه و رسم آنان ، يعنى بدعتها و عقايد باطل و قياس و استحسانات است .
( 3 ) . كمال الدين : ص 348 ح 37 ، الغيبة ، نعمانى : ص 158 ح 3 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 148 ح 71 .
( 4 ) . الكافى : ج 1 ص 342 ح 28 .