ترديدكنندگان در اين باور شمرده مىشود ، در اين باره چنين نوشته است :
بدان كه در گذر روزگاران ميان تمام پيروان اسلام مشهور شد كه ناگزير در پايان دوران مردى از خاندان نبوى سر بر مىافرازد كه به دين استوارى مىبخشد و دادگرى پديدار مىسازد و مسلمانان وى را پيروى مىكنند و بر سرزمينهاى اسلامى فرمانروا خواهد بود و مهدى ناميده مىشود . « 1 »
احمد امين مصرى نيز ، كه از جمله افراد نادر مخالف با مهدويّت به شمار مىرود ، معترف است كه باور به مهدى در ميان همهء طوايف اسلامى وجود داشته و عقيدهاى اسلامى به شمار مىرود . او در كتابى كه در مخالفت با اصل مهدويّت نگاشته ، ناچار به اين حقيقت اعتراف كرده است : « . . . امّا اهل سنّت نيز به مهدويّت ايمان آوردهاند » . « 2 »
با توجّه به آنچه گذشت ، به خوبى آشكار مىشود كه اعتقاد به مهدويّت و انتظار ظهور قائم عليه السلام ، باورى نيست كه ساخته و پرداختهء پيروان اهل بيت عليهم السلام باشد . شايد در ميان اعتقادات كمتر موضوعى را بتوان يافت كه تا اين حد مورد توجّه و توافق دانشمندان همهء فرق اسلامى باشد . بر اين اساس با جرئت مىتوان ادعا كرد كه اين موضوع ، امرى قطعى است و از ضرورتهاى اسلامى به شمار مىرود . البته فرقههاى اسلامى در همهء جنبهها و جزئيات عقيدهء مهدويّت همداستان نيستند .
جنبههايى از اين باور در ميان مذاهب اصلى اسلام يكسان و مشترك است و در بخشهايى از آن هم اختلاف نظر وجود دارد . براى شناخت بهتر موضوع لازم است اين نقاط اشتراك و اختلاف را بشناسيم و به پرسشها و شبهات پيرامون آن پاسخ دهيم .
هامش
( 1 ) . مقدمه ابن خلدون : ص 245 .
( 2 ) . المهدى و المهدوية ، احمد امين : ص 41 ( به نقل از : المهدى المنتظر فى الفكر الاسلامى : ص 10 ) .