گفت : خدا ابو الحسن را بيامرزد ! همين گونه بود . تو بر فراق او چگونه صبر مىكنى ؟
گفت : مانند صبر مادرى كه تنها فرزندش را در دامانش سر بُريدهاند ، كه نه اشكش خشك مىشود و نه سوزش دلش فرو مىنشيند .
معاويه گفت : آيا او را ياد مىكنى ؟
گفت : آيا روزگار مىگذارد فراموشش كنم ؟ ! « 1 »
3 / 26 عمّار بن ياسر
ابو يَقظان ، عمّار بن ياسر بن عامر مَذحِجى كه مادرش ( سُميّه ) نخستين شهيد راه خدا بود ، از پيشتازان در ايمان و هجرت و از استوارْگامانِ راستْ قامتى است كه در آغازين روزهاى جلوه اسلام ، همراه پدر و مادرش شكنجههاى مشركان را با همه توان ، تاب آورد و در طريق حق ، لحظهاى ترديد بر جانش ننشست .
او از پاكْسرشتانى است كه پيامبر خدا به حقمدارى ، پاكْطينتى و آكندگى جانش از ايمان ، گواهى داد و تأكيد كرد كه آتش دوزخ ، هرگز به اين جان منوّر ، نزديك نخواهد شد .
او از معدود كسانى است كه پس از پيامبر خدا ، « حقّ خلافت » و « خلافت حق » را پاس داشت و هرگز از صراط مستقيم ، كناره نگرفت . او همراه با على عليه السلام بر پيكر پاك فاطمه عليها السلام نماز خواند و همچنان ، همگام او باقى ماند .
عمّار ، به روزگار عمر ، مدّتى فرماندار كوفه شد و در فتح برخى از سرزمينها ، فرماندهى رزمندگان را به عهده داشت . به هنگام حاكميت عثمان ، در صف مخالفان جدّى او قرار گرفت و بارها از رفتار وى انتقاد كرد تا بدانجا كه خليفه ، آهنگ تبعيد او ( به رَبَذه ) را ساز كرد ؛ امّا مخالفت على عليه السلام ، وى را از دست يازيدن به اين هدف ،
هامش
( 1 ) المحاسن و المساوئ : ص 46 .