ابو جهل ، او را در برابر خورشيد ، بر صورت فرو مىافكنْد و سنگ آسياب به رويش مىگذاشت تا آفتاب ، او را بسوزاند و به وى مىگفت : به پروردگار محمّد ، كافر شو .
بلال در پاسخ مىگفت : « احَدْ ، احَد ( خداى يگانه ، خداى يگانه ) ! » ، و در دينش بسيار استوار بود . ابو بكر ، در حالى كه بلال در زير سنگها شكنجه مىشد ، او را خريد . بلال ، نخستين كسى است كه براى پيامبر خدا ، اذان گفت و مؤذّن و خزانهدار پيامبر صلى الله عليه و آله بود .
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت ، بلال تصميم گرفت به شام برود ؛ ولى ابو بكر به وى گفت : نزد من باش .
بلال در پاسخ گفت : اگر مرا براى خود آزاد ساختى ، اينك ، مرا حبس كن و اگر به خاطر خداوند آزاد كردى ، رهايم كن تا به سوى خداوند عز و جل بروم . آنگاه ، ابو بكر اجازه داد و او به سوى شام رفت و در همان جا سكونت داشت تا از دنيا رفت .
بلال ، در دمشق به سال 20 هجرى در شصت و چند سالگى از دنيا رفت و در باب الصغير ، مدفون شد . برخى گفتهاند او در سال هفدهم يا هيجدهم هجرى درگذشته است .
3 / 6 جابر بن عبد اللّه انصارى
ابو عبد اللّه جابر بن عبد اللّه بن عمرو انصارى ، از صحابيان بلندآوازهاى بود كه روزگارى دراز بزيست . او در شب تاريخى و سرنوشتساز پيمان بستنِ يثربيان با پيامبر خدا ، براى دفاع و پشتيبانى از او ( كه در تاريخ اسلام به « بيعت عقبه دوم » مشهور است ) ، به همراه پدرش شركت جُست . چون پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مدينه شد ، او با آن بزرگوار ، همراهى كرد و در جنگهاى پيامبر خدا ، كنار ايشان حاضر بود .
جابر بن عبد اللّه ، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، از پاسدارى حق ، تن نزد و از اين كه ، جايگاه والاى على عليه السلام را فرياد كند ، دريغ نكرد .