تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

بخواهد ، عطايش مىبخشد و با آن ، اندوه‌ها را مىگشايد ، ناراحتىها را بر طرف مىسازد ، غم‌ها را مىبَرَد ، بيمارى را بهبود مىبخشد ، شكسته را سامان مىدهد ، فقير را غنى مىكند ، قرض‌ها را مىپردازد ، چشم را بر مىگردانَد ، گناهان را مىآمرزد ، عيب‌ها را مىپوشاند ، و هر بيمناك از شيطان سركش و ستمگر سرسخت را امان مىدهد ، و اگر فرمانبردار از خدا ، آن را بر كوه بخواند ، از جايش كَنده مىشود و اگر بر مُرده‌اى بخواند ، خدا او را زنده مىكند و اگر آن را بر آب بخواند در صورتى كه خودْ شيفتگى او را نگيرد بر آن راه مىرود ؟ پس ، اى مرد ! تقواى الهى پيشه ساز كه دلم برايت مىسوزد . خداى سبحان ، بايد از تو صدقِ نيّت ببيند . آن را در [ آلودگى به ] معصيت نخوان و آن را جز به آن كه در دين تو مورد اطمينان است ، ارزانى مدار . اگر با خلوص نيّت اقدام كنى ، خدا دعايت را مىپذيرد و پيامبر خود ، محمّد صلى الله عليه و آله را در رؤيا مىبينى كه به تو مژده بهشت و اجابت مىدهد » . امام حسين عليه السلام مىگويد : شادمانى من به فايده دعا بيشتر از شادمانى آن جوان به عافيت خود و آنچه برايش پيش آمده بود ، شد ؛ زيرا من پيش از اين ، نه آن را از اميرمؤمنان شنيده بودم ، و نه از آن ، خبرى داشتم . سپس [ پدرم على عليه السلام به من ] فرمود : « قلم و كاغذى بياور و آنچه را بر تو املا مىكنم ، بنويس » . چنين كردم . فرمود : « بار الها ! از تو درخواست مىكنم به نام تو ، به نام خداوند بخشنده مهربان ، اى آن كه شكوهمند و بزرگوارى ! . . . . » . « 1 » جوان گفت : چون خواب چشمانم را رُبود و پرده تاريك شب ، فرو افتاد ، دستم را با آن دعانوشته بالا بردم و چند بار خدا را به حقّ آن ، خواندم . در مرتبه دوم ، پاسخ شنيدم : « بس است كه خدا را به اسم اعظم او خواندى » . سپس به خواب رفتم . در خواب ، پيامبر خدا را ديدم كه دست خود را بر من كشيد و فرمود : « خداى بزرگ را [ براى خود ] نگه دار كه تو بر سرنوشت نيك واقع شدى » . پس بيدار شدم ، در حالى كه شفا يافته بودم .

8 / 2 بداخلاقى

426 . پيامبر صلى الله عليه و آله : بداخلاقى ، گناهى است كه بخشيده نمىشود .
هامش
( 1 ) ر . ك : مفاتيح الجنان ، دعاى « مشلول » .