و معاد را از اهل بيت وحى ، استنباط نموده است ؛ « 1 » ولى اين كار ، چندان دوام نيافت و چنان كه قبلًا گفته شد ، بيشتر تأليفات حديثى اين دوره بر اساس تفكّر اخباريگرى شكل گرفته است و با ظهور اخباريگرى و مقابلهء دو نحلهء فكرى ، اصولى - اخبارى ، باعث توجّه به علم حديث و گسترش فعّاليتهاى حديثى گرديده است . كاوشهاى حديثى كه در اين دوره بر روى منابع حديثى شيعه و بخصوص كتب اربعه صورت گرفت ، در تاريخ حديث شيعه بى نظير است . راجر سيورى ، دربارهء فعّاليتهاى حديثى اين دوره مىنويسد :
حديث در اين دوره ، به صورت گردآورى و مقابلهء « 2 » احاديث شيعى بود . « 3 » ولى با تتبّع و جستجو در منابع حديثى ، پژوهشهاى حديثى اين دوره را - بيشتر از مواردى كه سيورى نقل مىكند - بدينگونه مىتوان دستهبندى كرد :
يك . تدوين ، دو . ترجمه ، سه . حاشيهنوسى ، چهار . درايه ، پنج . رجال ، شش .
شرحنويسى ، هفت . غريب الحديث ، هشت . فقه الحديث . در اين فصل و فصل بعد ، به اين عناوين مىپردازيم .
يك . تدوين
تدوين يا گردآورى مجموعههاى حديثى در اين دوره به سه شكل انجام گرفته است :
اربعيننويسى ، گستردهْ نگاشت و تكنگارى .
هامش
( 1 ) . همان جا .
( 2 ) . مقابله در لغت به معناى تطبيق يا مقايسهء دو نسخه و مانند آن ، و در اصطلاح ، دو نسخه از كتابى را براى پيدا كردن غلطهاى آن با هم خواندن است ( ر . ك : لغتنامه دهخدا ، ذيل « مقابله » ) . براى مثال ، خاتونآبادى مىنويسد : « در زمان شاه عبّاس ثانى در سال 1059 ق ، فقير در خدمت مولانا عبداللَّه تونس ، مقابلهء [ كتاب ] من لا يحضره الفقيه را شروع كرده بودم » يا « چندين سال مقابلهء احاديث اهل بيت عليهم السلام در خدمت رئيس المحدّثين مولانا محمّد تقى مجلسى كردم . اصول كلينى و [ كتاب ] من لا يحضره الفقيه ، بالتّمام ، در خدمت آن جناب ، سماعاً به عمل آمد » ( وقايع السنين والأعوام ، ص 516 ) .
( 3 ) . ايران عصر صفوى ، ص 233 .