فصل ششم : متون حديثى در سدههاى دهم و يازدهم هجرى
گسترش روز افزونِ فعّاليتهاى حديثى ، باعث بروز نوآورىهايى در ذهن متخصّصان اين رشته گرديد و اهل فنّ را بر آن داشت تا با احياى كتب حديثى ، مطالب اين رشته را به طور اختصاصى دنبال نمايند .
تصادم آرا و افكار ، يعنى گسترش تفكّر اخباريگرى از يك سو ، و مقابلهء اصوليان با آنها ، از سوى ديگر ، گروهى از علما را بر آن داشت تا تلفيقى بين عقل و نقل به وجود آورند و اين كار مهم ، توسط صدر المتألّهين ملّا صدرا ( م 1050 ق ) شكل گرفت . وى در علوم نقلى ، شاگرد شيخ بهاءالدين عاملى بوده و سالهاى متمادى نزد او به قرائت فقه ، اصول ، حديث و رجال ، اشتغال داشته است و از وى ، حديث نقل مىكرده است . « 1 » دورهء حكومت صفويّه - كه دوره انقطاع از تصوّف و ابتلا به اخباريگرى بود - ملّا صدرا را بر آن داشت تا با تأليف كتاب كسر أصنام الجاهليّة ، با استشهاد به آيات و احاديث و گفتار فلاسفه ، پاسخى فلسفى به صوفيان بدهد .
وى در علم حديث و رجال ، صاحبنظر بوده و بسيارى از حقايق مربوط به مبدأ
هامش
( 1 ) . شرح حال و آراى فلسفى ملّا صدرا ، ص 4 .