شروع كردم . . . « كتاب من لا يحضره الفقيه » محمّد بن على بن حسين بن موسى بابويه قمى را ديدم كه مختصر ، وافى و مجموعهاى كافى است . . .
در نهايت ايجاز و اختصار ، شروع به شرح آن نمودم و آن را « روضةالمتقين فى شرح أخبار الأئمة المعصومين عليهم السلام » ناميدم . « 1 » وى ، تلاشهاى فراوانى در احياى احاديث شيعه نمود و دربارهء منسوخ و متروك بودن حديث و ركودى كه از چندين قرن قبل بر اين علم عارض شده بوده ، مىنويسد :
. . . و آنچه از آن جمله بهرهء اين بى بضاعت گرديده ، آن است كه چون علم اخبار اهل بيت رسالت - كه مشكاة انوار علوم ربّانى و مخزن حكم و اسرار فرقانىاند - اشرفِ علوم حقيقيه و ارفعِ سعادات ابديّه است و به جهت استيلاى سلاطين جور و ائمّهء ضلال ، اين علم شريف ، متروك و منسوخ گرديده بود و سَلَف صالحان رضواناللَّه عليهم اجمعين از اين جهت ، حلّ مشكلات و تبيين معضلات آن - كما هو حقّه - نكرده بودند و اين فقير به رهنمونى هدايت بىغايت
« يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ »
« 2 » بذل جهد خويشتن ، در احياى مراسم و تبيين معالم آن به نحوى نمودم كه اكنون ، بحمداللَّه ، ناسخِ جميع علوم گرديده و اكثر علماى زمان ، متوجّه ترويج و تحصيلش گرديدهاند . . . . « 3 » از تلاشهاى ديگر مجلسى ، ترويج الصحيفة السجاديّة در ايران است كه در زمان وى ، نسخههاى آن بسيار معدود بود . او بر صحيفه دو شرح به فارسى و عربى و يك حاشيه نوشته است كه متأسّفانه ، هيچ يك منتشر نشدهاند . « 4 »
هامش
( 1 ) . روضة المتّقين ، ج 1 ، ص 2 - 3 .
( 2 ) . نور ، آيهء 35 .
( 3 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 1 ، ص 9 - 10 .
( 4 ) . ميراث حديث شيعه ، دفتر اوّل ، ص 104 .