مؤلّف ، در مقدّمه مىگويد :
سمّيته بالشفاء فى أخبار آل المصطفى جامع جميع أحاديث الوافى و البحار و الوسائل .
سپس ، اشكالات سه جامع حديثى بحار الأنوار ، الوافى و وسائل الشيعة را ذكر نموده و از سه كتاب ياد شده ، بدين گونه انتقاد مىكند :
الوافى از اخبار غريب مورد نياز فقيه ، خالى است و ترتيب كتب فقهى را ندارد .
وسائل الشيعة ، جامع همهء اخبار غريب نيست ، ابوابش پراكنده يا مكرّر است و احاديث مربوط به هر باب را نياورده ، بلكه به تقدّم و تأخّر ، ارجاع داده است .
بحار الأنوار ، گرچه داراى بيشترين روايات غريب است ، از روايات كتب اربعه خالى است و در تحقيق مسائل فقهى و نقل اقوال ، چنان سخن را طولانى مىكند كه جنبهء فقهى كتاب ، بر جنبهء خبرى آن ، غالب شده و موجب ملال و رنجورى است .
وى ، سپس كتاب خود را به خالى بودن از همهء آن اشكالات و داراى حُسن ترتيب بودن و . . . وصف نموده است .
مؤلّف ، در ابتداى هر حديث ، صحيح ، حَسن ، ضعيف و مرسل بودن آن را ذكر مىكند . سپس بعد از ذكر هر راوى كه در سند قرار دارد ، مىگويد كه او ثقه ، مجهول يا ضعيف است و هر يك از اين اظهار نظرها را با رنگ سرخ ، نشان داده است .
مؤلّف ، نگارش هفت مجلّد بزرگ از اين كتاب را به پايان رسانده است . شيخ عبد النبى قزوينى ، اين كتاب را « الشافى الجامع بين البحار و الوافى » دانسته كه گويا با اين تعبير ، درصدد وصف كتاب بوده ، و گرنه ، نام كتاب همان است كه ذكر شد . « 1 »
11 . جامع المعارف و الأحكام ، از سيّد عبد اللَّه بن محمّد رضا شبّر ( م 1242 ق ) . اين
هامش
( 1 ) . الذريعة ، ج 13 ، ص 7 و ج 14 ، ص 199 ؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آستان قدس رضوى ، ج 14 ، ص 314 ( ش 7786 ) .