ترجمهء متون حديثى
زبان ، بهترين وسيله براى بيان افكار ، آگاهىها و انديشههاست ، چه به صورت گفتارى و چه نوشتارى ، و چون مردم جهان ، از ملّتها و اقوام گوناگون و به تبعِ آن از زبانهاى مختلفى برخوردارند ، وظيفهء اين تبادل بين زبانها را مترجمان به عهده دارند . پس آنچه روابط فرهنگى و علمى بين ملل و اقوام را حفظ كرده يا گسترش مىدهد ، ترجمه است . در حقيقت ، ترجمه ، وسيلهاى است كه مترجم مىتواند يك اثر ارزشمند ادبى ، علمى يا پژوهشى را به راحتى و بدون صرف وقت و هزينهء بسيار ، در اختيار ديگران قرار دهد .
ترجمه ، از نظر لغوى عبارت است از : برگرداندن و تفسير كلامى به شكل و گونهاى ديگر . « 1 »
و از نظر اصطلاحى ، ترجمه ، عبارت است از برگرداندن نوشته يا گفتهاى از زبانى ( مبدأ ) به زبان ديگر ( مقصد ) .
بىگمان ، پديدهء ترجمه در ميان ايرانيان ، در سدهء نخست هجرى با ترجمهء قرآن كريم به فارسى درى به ميان مردم راه يافته است ؛ چرا كه با گرايش به اسلام در قرن اوّل هجرى ، براى فراگيرى معارف و احكام اسلام ، ناچار بودند حدّاقل بخشهايى از قرآن يا روايات پيامبر صلى الله عليه و آله را به فارسى برگردانند .
گروهى نخستين ترجمهء فارسى قرآن مجيد را مربوط به قرن چهارم هجرى و در عصر سامانيان مىدانند ؛ امّا شاهپور اسفراينى ، نخستين برگردانِ پارسى قرآن را متعلّق به سلمان فارسى مىداند . « 2 »
هامش
( 1 ) . لسان العرب : « يقال قد ترجم كلامه إذا فسّره بلسان آخر » . به عبارت ديگر ، ترجمه به معناى « تفسير » است و بر « تغيير كلامى كه براى شنونده مبهم است ، به گونهاى كه قابل فهم باشد » ، گفته مىشود .
( 2 ) . تاج التراجم فى تفسير القرآن للأعاجم ، شاهفور اسفراينى ، به كوشش : نجيب مايل هروى و على اكبر الهى خراسانى ، تهران : ميراث مكتوب ، 1375 ش ، ج 1 ، ص 8 ( به نقل از : مجلّهء آينهء پژوهش ، ش 68 ، ص 104 ) .