خصوصيّت اراده شده هرچند با قرينهء حكمت باشد « 1 » و مفهوم ، لازمه اين معناى مقصود از لفظ باشد به خاطر اين خصوصيّت . « 2 »
2 - مفهوم با توجه به رابطهء آن با منطوق ، چند قسم است ؟
( وافقه فى الايجاب و السّلب . . . كانت مستلزمة لها ) ج : مىفرمايد : دو قسم است :
الف : مفهوم موافق : عبارت از مفهومى است كه در ايجاب و سلب با منطوق موافق باشد .
يعنى هر دو ايجابى يا هر دو سلبى باشند . « 3 »
هامش
حكم اخبارى : مثل « ان ضربت ضربت » كه مفهومش عبارت « ان لم تضرب فلا اضرب » بوده ، يعنى خبر از اينكه من نمىزنم اگر تو نزنى ، مفهوم براى « ان ضربت ضربت » مىباشد .
( 1 ) - اشاره به اين است كه بعضى اين خصوصيّت موجود در منطوق جملات شرطيّه يا وصفيّه را به واسطهء وضع واضع و تبادر دانسته و گروهى از راه انصراف و گروهى از راه اطلاق جملات يادشده به كمك قرينهء حكمت مىدانند .
( 2 ) البتّه مصنّف مقصود از خصوصيّت را بعدا شرح مىدهد ، ولى اجمالا مقصود آن است كه در منطوق كلام مثل « إن جاءك زيد فاكرمه » شرط يعنى « مجىء زيد » علّت تامّه و منحصره براى اكرام زيد باشد .
به عبارت ديگر ، لزوم ترتّب علّى بين شرط و جزاء باشد . اين خصوصيّت موجود در منطوق ، مستلزم حكم انشايى يا اخبارى است . كه در اينجا نهى از اكرام زيد در صورت نيامدنش نيز به خاطر همين خصوصيّت است . يعنى چون آمدن زيد ، علّت تامّه و منحصره براى وجوب اكرام زيد مىباشد ، بنابراين ، اگر نيامد ، پس نبايد او را اكرام كرد چون علّت تامّه و منحصره اكرام كردن وجود ندارد .
( 3 ) - الف : منطوق و مفهوم هر دو سلبى باشند : مثل« فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ »به پدر و مادر « اه » يا « اوه » نگو .
منطوق ، عبارت از نهى از گفتن كلمات و ادواتى است كه موجب ناراحتى پدر و مادر بوده و مفهوم موافقش عبارت از نهى از زدن و اهانت كردن به آنان به طريق اولى و حرمت زدن و هر اهانت ديگرى مىباشد . يعنى « و لا تضربهما و لا تشتمهما » .
ب : منطوق و مفهوم هر دو ايجابى باشند : مثل « اكرم ولد العالم » فرزند عالم را اكرام كن . منطوق كلام ،