20 - مقصود از مقدّمه عقليّه چيست ؟ ( فالعقليّة . . . بدونه )
ج : مىفرمايد : مقدّمهء عقليّه ، مقدّمهاى است كه وجود پيدا كردن ذى المقدّمه در واقع و خارج بدون آن ممكن نبوده و مستحيل است . « 1 »
21 - مقصود از مقدّمهء شرعيّه چيست ؟ ( و الشّرعيّة . . . بدونه شرعا )
ج : مىفرمايد : مقدّمهء شرعيّه بنا بر آنچه كه گفته شده ، مقدّمهاى است كه وجود ذى المقدّمه از نظر شرع بدون آن مقدّمه ، وجود پيدا نمىكند . « 2 »
22 - نظر مصنّف در مورد مقدّمهء شرعيّه و برگشت آن به مقدّمهء عقليّه چه بوده و دليل او چيست ؟ ( و لكنّه لا يخفى . . . يكون عقليّا )
ج : مىفرمايد : مخفى نباشد كه مقدّمهء شرعيّه در واقع برگشت مىكند به مقدّمهء عقليّه و در حقيقت مقدّمهء شرعيّه نيز مقدّمهء عقليّه مىباشد . زيرا شرعى بودن يك چيزى به عنوان مقدّمه وقتى است كه شارع آن را قيد يا شرط براى مأمور به قرار دهد . « 3 » و روشن است وقتى چيزى شرط يا قيد براى ذو المقدّمه قرار گرفت عقل حكم مىكند به اينكه تحقّق مشروط بدون شرطش و تحقّق مقيّد بدون قيدش ممكن نبوده و مستحيل است . « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى عقل مستقلّا بدون بيان شرع مىفهمد كه تحقّق اين ذى المقدّمه در خارج متوقّف بر مقدّمه است . مثل قطع مسافت و حركت كردن كه عقل مستقلا حكم مىكند به اينكه ذى المقدّمه يعنى حجّ بدون قطع مسافت تحقّق خارجى پيدا نمىكند .
( 2 ) - يعنى شارع آن را مقدّمه قرار داده است . مثل مقدّمه بودن طهارت ، روبهقبله بودن و مانند آن براى نماز . بنابراين اگر عقل حكم مىكند به اينكه نماز بدون طهارت وجود پيدا نمىكند به خاطر بيان شارع و با استعانت از شرع است كه چنين حكمى مىكند . بهگونهاى كه اگر شارع نمىفرمود طهارت ، شرط نماز است عقل نمىتوانست بفهمد كه تحقّق نماز متوقّف بر طهارت است .
( 3 ) - مثلا شارع بفرمايد « لا صلاة الّا بطهور » يا « صلّ عن طهارة » يا « صلّ مستقبل القبلة » .
( 4 ) - مصنّف در نتيجهء برگشت دادن مقدّمهء شرعيّه به مقدّمهء عقليّه ، مىخواهد بگويد ؛ مقدّمهء شرعيّه نيز داخل در محلّ نزاع مىباشد . زيرا بعضى از بزرگان مثل محقّق نائينى در « فوائد الاصول 1 / 263 و