تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
جزء . زيرا قضيّهء لفظيّه بنابراين ( عدم دلالت لفظ بر خودش ) همانا مىباشد ( قضيهء لفظيّه ) حكايت‌كننده از محمول و نسبت ، نه موضوع . پس مىباشد قضيّهء حكايت شده به واسطه آن ( قضيّهء لفظيّه ) مركب از دو جزء با آنكه ممتنع است تركّب ( تركّب قضيه ) مگر از سه ( سه جزء ) ، به دليل ضرورى بودن استحالهء تحقّق نسبت بدون دو منتسب ( طرفين نسبت ) . مىگويم : ممكن است گفته شود : همانا كفايت مىكند تعدّد دال و مدلول اعتبارا ( تعدّد اعتبارى دالّ و مدلول ) و اگرچه متّحد باشند ( دالّ و مدلول ) ذاتا ( حقيقتا ) ، پس از آن جهت كه همانا آن ( زيد ) لفظى است كه صادر شده از به زبان آورنده‌اش ، مىباشد ( لفظ زيد ) دالّ ( دلالت‌كننده ) و از آن جهت كه همانا خودش و تشخّصش مقصود او ( به زبان آورنده ) است مىباشد ( لفظ زيد ) مدلول . علاوه آنكه همانا حديث مركّب شدن قضيه از دو جزء اگر اعتبار دلالت در بين نبود همانا لازم مىآمد ( تركّب از دو جزء ) وقتى كه نباشد موضوع ، خود شخص آن ( لفظ ) و گرنه مىباشد اجزاى سه‌گانهء آن ( قضيّه ) تامّ ، و مىباشد محمول در آن ( قضيّه ) منتسب به شخص لفظ و خودش . نهايت امر ، همانا آن ( شخص لفظ ) خود موضوع است نه حكايت‌كننده از آن ( موضوع ) ، پس بفهم ، پس همانا اين ، ( مطلب ) خالى از دقّت نيست . بنابراين ( اطلاق لفظ و ارادهء شخص لفظ ) نيست ( اطلاق لفظ و ارادهء شخص لفظ ) از باب استعمال لفظ در چيزى ( معنا ) . بلكه ممكن است گفته شود : همانا نيست ( اطلاق لفظ و ارادهء شخص لفظ ) از اين باب ( استعمال لفظ در معنا ) آنجا كه اطلاق شود لفظ و اراده شود به واسطهء آن ( لفظ ) نوع صنف آن ( لفظ ) . پس همانا آن ( لفظ ) فرد و مصداق آن ( نوع يا صنف ) است حقيقتا نه لفظ آن ( نوع يا صنف ) ، و اين ( صنف و نوع ) معناى آن ( لفظ ) است تا باشد ( لفظ ) استعمال شده در آن ( نوع يا صفت ) استعمال كردن لفظ در معنا .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 93 | حسن سيد اشرفى