و بالامر الاضطرارىّ او الظّاهرىّ الخ : اين عبارت عطف به « بالامر الواقعى » مىباشد .
يعنى « فانّ الاتيان بالمأمور به بالامر الاضطرارىّ او الظّاهرىّ الجعلىّ يكفى فيسقط به القضاء » .
فيسقط به القضاء : ضمير در « به » به اتيان برمىگردد .
لا انّه يكون هاهنا اصطلاحا : اگر ضمير در « انّه » به معناى شأن باشد ، كلمهء « اصطلاح » مرفوع و اسم براى « يكون » و كلمه « هاهنا » خبرش و عبارت « بمعنى الخ » صفت « اصطلاح » بوده و اگر ضمير « انّه » به « اجزاء » برگردد ، كلمهء « اصطلاحا » به نصب و تمييز بوده و ضمير در « يكون » كه به اجزاء برمىگردد اسمش بوده و جار و مجرور « بمعنى الخ » خبر مىباشد .
فانّه بعيد جدّا : ضمير در « فانّه » به اجزاء به معناى اسقاط تعبّد و قضاء برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
665 - انجام چگونهء مأمور به ، مقتضى اجزاء « 1 » مىباشد ؟ ( الاتيان بالمأمور به . . . بلا شبهة )
ج : مىفرمايد : اتيان و آوردن مأمور به و متعلّق امر مولى « على وجه » يعنى آنگونه كه
هامش
( 1 ) - كلمهء « اجزاء » مصدر باب افعال از « أجزأ ، يجزئ ، اجزاء » بوده و داراى معناى لغوى و اصطلاحى است :
الف : معناى لغوى : به معناى كفايت كردن ، قائم مقام شدن و بىنياز كردن از چيز ديگرى است .
ب : در اصطلاح فقهاء : اينكه اتيان مأمور به و متعلّق امر مولى ، مؤثّر در غرض مولى باشد . يعنى مكلّف وقتى مأمور به را به همان نحوى كه مقصود و در نظر مولى بوده اتيان كند در نتيجه موجب سقوط امر مولى شده و نيازى به اتيان دوباره آن اداء يا قضاء نباشد . بنابراين ، اجزاء در اصطلاح ، عبارت از اسقاط قضاء و اداء دوبارهء مأمور به مىباشد .