الفاظ عربيّه برگشته و عبارت « و لا غيرها » عطف به « الالفاظ العربيّة » مىباشد . يعنى « و لا يفهم غير الالفاظ العربيّة » .
من دون تعلّم : يعنى بدون آموزش و يادگيرى .
و كذلك العكس فى جميع اللّغات : يعنى در ساير لغات نيز اهل آن لغات بدون آموزش نمىتوانند لغات ديگر را بفهمند .
و هذا واضح : مشار اليه « هذا » ذاتى نبودن دلالت الفاظ بر معانى مىباشد .
و عليه : ضمير در « عليه » به ذاتى نبودن دلالت الفاظ بر معانى برمىگردد .
على معانيها : ضمير در « معانيها » به الفاظ برمىگردد .
لمعانيها : ضمير در « معانيها » به « تلك الالفاظ » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
28 - مقدّمه كتاب در رابطه با چه امورى است ؟ ( المقدّمة . . . اربعة عشر مبحثا )
ج : بحث از امورى است كه در رابطه با وضع الفاظ ، استعمال آنها و دلالتشان بوده و شامل چهارده مبحث مىشود .
29 - اينكه دلالت الفاظ بر معانىاشان ذاتى باشد به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : يعنى ارتباطى كه ميان الفاظ و معانى وجود دارد اعتبارى و قراردادى و وابسته به اعتبار وضعكننده لغت نبوده بلكه ذاتى است . چنانچه ارتباط ميان دود و آتش اعتبارى نبوده و ذاتى است و هر فردى در هر جاى دنيا با مشاهدهء دود ، ذهنش منتقل به وجود آتش مىشود . بنابراين بايد هر فردى از شنيدن هر لغتى ، معناى آن لغت به ذهنش خطور كند .