تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
" اغرورقت العين : چشم اشك‌آلوده شد ولى ريزان نگشت " ثلاثى مجردش " غرق ، يغرق ، غرقا : در آب فرو رفتن "

( 3 - واجديّة )

و اين از قبيل معنى نهم است كه در باب افعال گفته شد مانند : " اعرورف الفرس : اسب داراى عرف شد " و معنى عرف را در امثله مضارع آورديم .

( 4 - صيرورة )

و اين از قبيل معنى هشتم است در باب تفعّل ، مانند : " اعصوصب النّاس : مردم چند عصبة شدند " عصبة يعنى : دسته و گروه ، عصابة نيز گفته مىشود .

( 5 - تعدية )

و معنى تعدية در باب افعال گفته شد ، مانند : " اعروريت الحمار : بر الاغ برهنه سوار شدم " ثلاثى مجردش " عرى ، يعرى ، عريا : برهنه شدن " است . " احلوليت الخضرة : سبزى را شيرين يافتم " ثلاثى مجردش " حلا ، يحلو ، حلاوة : شيرين بودن " است ، گفته‌اند : فعل متعدّى در اين باب فقط همين دو ماده است .

( 12 ) ( باب افعوّال )

ماضى اين باب بر وزن " افعوّل " مىباشد ، حروف زياده‌اش