74 - 6 " يعنى هرگاه براى خدا به كسى عطائى كردى آن عمل در نظرت بزرگ نباشد .
( 5 - مطاوعة )
و اين باب مطاوع ، باب " افعال " مىشود ، مانند : " اراح فاستراح : راحتش كرد پس راحت شد " " القى فاستلقى : افكندش پس افتاد بر پشت "
( 11 ) ( باب افعيعال )
ماضى اين باب بر وزن " افعوعل " مىباشد ، حروف زيادهاش همزه مكسور ، و واو ساكنى پس از عين الفعل ، و تكرار عين الفعل پس از آن واو ، و فاء الفعل ساكن ، و عين الفعل مفتوح مىشود .
مضارعش بر وزن " يفعوعل " مىباشد ، حرف مضارعة بجاى همزة ميآورند ، و عين الفعل دوم مكسور ميگردد .
صيغههاى امر چنان ساخته مىشود كه دانسته شد .
مصدرش بر وزن " افعيعال " است .
امثله ماضى : " اعشوشب ، اعشوشبا ، اعشوشبوا ، اعشوشبت ، اعشوشبتا ، اعشوشبن ، اعشوشبت ، اعشوشبتما ، اعشوشبتم اعشوشبت ، اعشوشبتما ، اعشوشبتنّ ، اعشوشبت ، اعشوشبنا ، اعشيشابا " ثلاثى مجردش " عشب ، يعشب ، عشبا " است ، اين فعل از " عشب " مشتقّ است ، و عشب : گياه تازه است ، و عشب كه مصدر ثلاثى مجرد است يعنى : روئيدن گياه زمين ، و اعشيشاب يعنى : بسيار روئيدن