قوله : « و لا يكاد . . . » .
اشكال اختصاصى بر ثمرهى دوم :
با ترك واجب نفسى و مقدمات متعددهى آن ، اصرار بر حرام و نتيجتا فسق مكلّف حاصل نمىشود ، اگرچه مقدمهى واجب ، واجب باشد . چون مكلّف به مجرد ترك اولين مقدمه قادر بر انجام ذى المقدمه و واجب نفسى نخواهد بود . پس با ترك اولين مقدمه ، قضيه به ترك ذى المقدمه و عصيان امر ذى المقدمه و نتيجتا سقوط امر ذى المقدمه منجر مىشود . بعد از سقوط امر ذى المقدمه ، وجوب بقيهى مقدمات نيز ساقط مىشود ( چون وجوب مقدمه ، تابع وجوب ذى المقدمه است ) و لذا ترك بقيهى مقدمات حرام نيست تا با ترك آنها ، اصرار بر حرام لازم بيايد « 1 » . تأمل .
قوله : « و اخذ الاجرة . . . » .
اشكال اختصاصى بر ثمرهى سوم :
بين صفت وجوب و حرمت اخذ اجرت ، ملازمه نيست و لذا واجب بر دو نوع است : « 2 »
1 ) واجب توصلى : واجب توصلى بر دو نوع است :
الف ) در بعضى از واجبات توصّليّه ، وجوب به انجام عمل مجّانا و بدون عوض تعلق گرفته است . به بيان ديگر واجب نفس العمل وحده است . مثل تغسيل و دفن ميت و . . .
اخذ اجرت در قبال انجام اين نوع از واجب توصلى جايز نيست .
ب ) در بعضى از واجبات توصّليّه ، وجوب به وجود مطلق عمل ( وجود غير مقيّد به مجانيّت ) تعلق گرفته است . مثل اكثر واجبات كفائيه از قبيل خياطت و طبابت و صياغت و . . . كه بدون آنها نظم بلاد و امر معاش عباد دچار اختلال مىشود . در اين گونه از واجبات ، واجب ، عمل غير مقيّد به مجانيت است و بلكه واجب ، عمل مع الاجرة است تا در معيشت فاعلين اين واجبات و صاحبان اين
هامش
( 1 ) - ر ك : تحريرات ، ج 1 ، ص 543 .
( 2 ) - ر ك : مكاسب محرمة ، ج 2 ، ص 125 - مطارح الانظار ، ص 81 .