اراده باشد ، عمل اول مجرد از عمل دوم مطلوب غيرى است . به بيان ديگر وجوب اختصاص به مقدمهى موصله ندارد ، بلكه مطلق المقدمه ( موصله و غير موصله ) واجب است به دو دليل :
دليل اول : « 1 »
صغرى : اگر مقدمهى موصله واجب باشد لازمهاش دو چيز است :
الف ) دور .
طبق تصريح صاحب فصول ، توصل ( وجود ذى المقدمه بعد از مقدمه ) قيد واجب است نه وجوب . يعنى وجود ذى المقدمه از شرايط وجود مقدمه است . پس ذى المقدمه و واجب نفسى مقدمه براى مقدمه است . در اينجاست كه :
اولا : وجود هريك از مقدمه و ذى المقدمه متوقّف بر ديگرى است و اين دور وجودى است .
ثانيا : وجوب مقدمه على الفرض ناشى از وجوب ذى المقدمه است . حال اگر ذى المقدمه ، مقدمه براى مقدمه باشد ؛ پس وجوب ذى المقدمه هم ناشى از وجوب مقدمه خواهد بود و اين دور وجوبى است .
ب ) اجتماع مثلين .
ذى المقدمه واجب نفسى است . حال اگر ذى المقدمه ، مقدمه براى مقدمه باشد ، واجب غيرى نيز خواهد بود . پس اجتماع وجوب نفسى و غيرى در موضوع واحد لازم مىآيد كه محال است . « 2 »
كبرى : و اللازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
دليل دوم : « 3 » غرض از ايجاب مقدمه ، تمكن از اتيان به ذى المقدمه است و اين غرض در مطلق المقدمه موجود است . پس مطلق المقدمه واجب است نه
هامش
( 1 ) - اين دليل با عبارت « كيف . . . كما افاده . . . » بيان شده است .
( 2 ) - و لا يمكن ان يؤكّد احدهما الآخر لانّ احدهما علة و الآخر معلول و العلّية و المعلوليّة تستدعى تعددّ الوجود .
ر ك : حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 282 .
( 3 ) - اين دليل با عبارت « هذا مع ما عرفت . . . » بيان شده است .