المقدمه ( حج مثلا ) ، التفات تفصيلى و التفات و توجه آمر به واجب غيرى و مقدمه ( سير به حجّ مثلا ) ، التفات اجمالى است . ( در ضمن التفات به ذى المقدمه ، التفات به مقدمه هست ) و لذا بنابر قول به ملازمه ، وجوب مقدمه ، وجوب تبعى است نه استقلالى ( ارادهى متعلقهى به مقدمه ، به تبع اراده غير است نه ارادهى مستقل كه ناشى از مصلحت نفسيه است . اگر ارادهى متعلقه به مقدمه مستقل باشد عدم التفات به مقدمه ، معقول نيست ) .
با حفظ اين نكته ، در صورت حصول مقدمه و عدم حصول ذى المقدمه ، آمر التفات و توجهى به حصول مقدمه ندارد « 1 » و قهرا توجهى به مطلوبيت آن ندارد « 2 » .
( چون التفات به مطلوبيت فرع بر التفات به مقدمه است ) و لذا تصريح به عدم حصول مطلوب صحيح خواهد بود .
ج ) براى آمر جايز است تصريح نمايد به اينكه مطلوب غيرى حاصل شده است . اين تصريح در صورتى است كه آمر التفات و توجه به مقدمه داشته باشد .
ولى فايدهاى در اين حصول نيست . فافهم . « 3 »
قوله : « ان قلت . . . » .
اشكال : بعضى از مقدمات موصله و بعضى غير موصله هستند . اين دو نوع مقدمه اگرچه در اثر ( تمكن از اتيان به ذى المقدمه ) اشتراك دارند . ولى لعلّ همين تفاوت در عنوان موجب دو چيز شود .
1 ) تفاوت در مطلوبيت : به اينكه يكى واجب و ديگرى غير واجب باشد .
2 ) تفاوت در تصريح آمر : به اينكه تصريح آمر به مطلوبيت در مقدمهى موصله و عدم مطلوبيت در مقدمه غير موصله جايز باشد .
هامش
( 1 ) - كثيرا ما تكون المقدمة غير ملتفت اليها بل و كثيرا ما يكون الآمر قاطعا من باب الاتفاق بعدم مقدمية الشىء لمطلوبه ، كما نظيره كثيرا فى العرفيات فى مثل الامر بشراء اللحم مع الغفلة عن مقدمية المشى الى السوق لذلك .
ر ك : نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 332 .
( 2 ) - ربّما لا يلتفت الطالب الى المقدمة او الى المقدمية فكيف الى طلبها . ر ك : حاشيه مرحوم قوچانى ، ج 1 ، ص 109 .
( 3 ) - ر ك : عناية الاصول ، ج 1 ، ص 381 .