قوله : « ففى صفاته . . . » .
دربارهى صفات ذاتيّهاى كه بر اللّه حمل مىشود دو نظريه وجود دارد :
« 1 »
1 ) نظريه مصنّف :
اين صفات به همان معنايى كه حمل بر غير اللّه مىشوند بر اللّه حمل مىشوند . مشتقّ هنگام حمل بر غير اللّه حقيقت در ذاتى است كه مغاير با مبدأ مىباشد و مبدأ قائم به اوست . مشتقّ هنگام حمل بر اللّه نيز ، حقيقت در چنين ذاتى است . با اين تفاوت كه قيام مبدأ به ذات در غير اللّه به نحو اثنينيّت است ( مبدأ غير از ذات است وجودا ) مثل زيد عالم و در اللّه به نحو عينيّت است ( مبدأ عين ذات است وجودا ) مثل اللّه عالم . « 2 »
اشكال :
در اللّه عالم و امثال آن عرف اللّه را مصداق ذاتى كه مبدأ ( علم مثلا ) قائم به اوست نمىداند ، چون قيام به نحو عينيّت از امور خفيّه براى عرف است . پس صدق اين صفات بر اللّه ، صدق حقيقى نيست .
جواب :
عرف مرجع در تعيين مفاهيم است نه مصاديق .
توضيح :
عرف معناى مشتق را ذاتى مىداند كه مبدأ مغاير با اوست و مبدأ قائم به اوست آنگاه ما با دقت عقليّه مىبينيم اللّه نيز ذاتى است كه مبدأ قائم به اوست ( به نحو قيام عينى ) . اينكه اللّه مصداق چنين ذاتى است يا خير ، عرف در اين زمينه مرجع نيست . « 3 »
2 ) نظريه صاحب فصول :
اين صفات هنگام حمل بر غير اللّه معنايى دارند ولى هنگام حمل بر اللّه از آن معنا به معناى ديگرى نقل پيدا كردهاند . بنابراين صفات هنگام حمل بر اللّه منقول هستند .
هامش
( 1 ) - عمده اين مطالب در امر رابع گفته شد .
( 2 ) - انّ مباديها ( مبادى الصّفات الكماليّة ) عين ذاته المقدّسة و هذا نحو من القيام بل هوا على مراتب القيام .
ر ك : نهاية الدرايه ، ج 1 ، ص 101 .
( 3 ) - ر ك : مناهج ، ج 1 ، ص 231 .