نتيجه : فالملزوم مثله . تامّل .
جواب دوم :
اتحاد اعتبارى مذكور ، بر خلاف وجدان است .
توضيح :
در قضايا اعمّ از آنكه به صورت حمل اوّلى باشند مثل الانسان حيوان ناطق و يا به صورت حمل شايع باشند مثل الانسان ضاحك ، بالوجدان هريك از موضوع و محمول بماله من المعنى ملاحظه و در نظر گرفته مىشود با آن نحوه اتحاد و تغايرى كه بين آنها موجود است .
بر صاحب فصول اشكالات ديگرى نيز وارد است . « 1 »
قوله : « الرابع . . . » .
[ امر چهارم : مغايرت مبدء با ذات ]
مقدّمه :
الف ) صفاتى كه به خداوند نسبت داده مىشود در يك تقسيم بر دو نوع است :
1 ) صفات ذاتيّه : به صفاتى گفته مىشود كه براى اتّصاف واجب به اين صفات احتياج به فرض امرى خارج از ذات واجب نمىباشد مثل حىّ ؛ خداوند حىّ است ، كسى در عالم باشد يا خير .
2 ) صفات فعليّه : به صفاتى گفته مىشود كه براى اتّصاف واجب به اين صفات احتياج به فرض امرى خارج از ذات واجب مىباشد مثل رازق . در صورت صدور رزق در خارج ، خداوند رازق است . « 2 »
ب ) حمل مشتقّ بر ذات در صورتى صحيح است كه بين مبدأ مشتقّ و ذات تغاير باشد ، « 3 » مثلا در الانسان ضاحك بين انسان و ضحك مغايرت است .
هامش
( 1 ) - ر ك : حاشيه مرحوم مشكينى .
( 2 ) - ر ك : نهاية الحكمة ، ص 284 .
( 3 ) - ر ك : محاضرات ، ج 1 ، ص 291 .